معماری معاصر- مهندس سعید امیدی – دانشگاه آزاد پرند- بخش چهاردهم

فصل دوازدهم: ديكانستراكشن

ديكانستراكشن (Deconstruction) به عنوان يكي از مهم ترين جنبش هاي فكري پيشتاز در نيمه دوم قرن بيستم در فرانسه و آمريكا مطرح شد. ژاك دريدا – شخصيت اصلي ديكانستراكشن – معتقد بود كه ديكانستراكشن صرفاً نظريه نيست، بلكه مجموعه اي از استراتژي ها يا شيونه هاي خوانش متن است.

مهم ترين اصلي كه ديكانستراكشن مطرح مي كند اين است كه واحدهاي درون يك نظام به صورت تقابل هاي دوتايي در كنار هم قرار گرفته اند و متشكل از دو وضعيتي هستند كه با يكديگر به نوعي ارتباط دارند. لذا در چنين ساختارهايي همواره يك جزء مثبت و يك جزء منفي تلقي مي شود. بنابراين در هر فرهنگي جفت هايي مثل خوب / بد يا عاقل / مجنون يافت مي شود كه در آن خوب بر بد و يا عاقل بر مجنون ترجيح داده مي شود. دريدا همواره بر اين انديشه تاكيد داشت كه در تقابل هاي دوتايي اين حقيقت نهفته است كه هر طرف تقابل دوتايي صرفاً درارتباط با طرف ديگر و در تضاد با آن معنا مي يابد. از طرفي هر نظام داراي مركزي است كه كل نظام از آن سرچشمه مي گيرد. مركز كل ساختار را مهار و كل نظام را اداره مي كند. به عبارت ديگر مركز تمام اجزاء را در جاي خود و در ارتباط مناسب با يكديگر قرار مي دهد. دريدا اين نوع حركت را بازي مي ناميد. مركز بازي ساختار را محدود مي كند و آن را ثابت و منعطف مي‌سازد. به عنوان مثال كلاس درسي را در ذهن خود تجسم نماييد كه به علت عدم حضور به موقع استاد، دانشجويان در يك همهمه دسته جمعي به سر مي برند. سپس با ورود استاد سكوتي سنگين بر كلاس حكمفرما مي شود و هر كس سر جاي خود مي نشيند. استاد مركز كلاس است. وقتي حضور دارد دانشجويان طبق دستور مركز عمل مي كنند. ديكانستراكشن در جست و جوي نقاطي است كه ساختار در آنها متزلزل مي شود. وقتي ساختار يك نظام ديكانستراكت مي شود ديگر مركز اجزاء را در جاي ثابتي نگاه نمي دارد و تقابل هاي دوتايي از ميان بر مي خيزند. اين صرفاً تلاش براي از بين بردن مركز نيست. بلكه تلاش دارد تا يك مركز ديگر را جايگزين آن سازد.

رويكرد انديشه هاي ژاك دريدا در معماري به سال 1988 بر مي گردد. در اين سال نمايشگاهي با عنوان معماري ديكانستراكتيويست به همت فيليپ جانسن در موزه هنرهاي مدرن نيويورك برگزار گرديد. در اين نمايشگاه معماراني نظير پيتر آيزنمن، برنارد چومي، و دانيل ليبسكيند نگرشي متفاوت نسبت به مباني معماري داشتند. اينان به تاسي از انديشه هاي دريدا بر اين باور بودند كه ساختمان يك گزاره مستقل نيست بلكه هر بنايي تنها در پيوند با فضاها و ساختارهاي اطراف خود اهميت مي يابد. از آنجايي كه ساختمان به واسطه رابطه و تفاوت هايش با ديگر بناها اهميت مي يابد، لذا نمي توان آن را مستقل از موقعيتي كه به آن شكل و هويت مي دهد، تجربه كرد. در نتيجه ساختمان هاي ديكانستراكشن شده مرز بين فضاها را در هم مي نوردند و با محيط اطراف خود وارد گفت و گوي نقادانه مي شوند و در ساختاري ديگر از آن چه كه بودند خود را در معرض نمايش مي گذارند. به بياني ديگر معماري به صورت متني است كه معماران بايد همواره متناسب با ملزومات پروژه، قرائتي جدي از آن ارائه نمايند.

هيچ معماري به اندازه آيزنمن معماري را به فلسفه نزديك نكرده است. او كارهاي بزرگي را با وام گرفتن از فيلسوفان اروپايي به انجام رساند. از نظر آيزنمن معماري پر از ظرافت هاي تناقض‌گراست. در معماري او استعاره جايگاهي خاص دارد. بر همين اساس است كه معماري آيزنمن پر از ظرافت هاي بصري است كه بدون تاويل نمي توان به عمق مفاهيم آن دست يافت.

پيتر آيزنمن خانه شماره 1 را بين سال هاي 1969 و 1970 در پريستون نيوجرسي با توجه به مفاهيم ديكانستراكشن طراحي و اجرا نمود. ايده طرح بر اساس رها نمودن روابط و ساماندهي فضاها از محدوديت هاي كاركردي آن صورت گرفته است. آيزنمن در نقشه اي كه از يك نظام هندسي استخراج شده بود، تشكيلات فضايي پيچيده اي را پديد آورد، كه در آن عناصر تشكيل دهنده ساختار طرح، هيچ كدام كاربرد حمل بار را نداشتند بلكه صرفاً براي برقراري يك نظام انتزاعي به كار گرفته شده بودند. پيش از اين معماران و نظريه پردازان ديگر از شبكه فضايي خنثي بحث به ميان آورده بودند. ولي تفاوت عمده شبكه آيزنمن اين است كه عناصر ساختاري آن در پاسخ به ملزومات برنامه فيزيكي پروژه شكل نگرفته بلكه صرفاً در روابط فرمي و بدون ملاحظات هنري و زيبايي شناسي سامان يافته است.

آيزنمن خانه شماره 6 را با هدف از بين بردن عملكرد طراحي نمود. او در طرح اين خانه قصد پاسخگويي به هيچ نياز خاصي را ندارد و بر اين اساس با طراحي راه پله اي قرمز رنگ كه هيچ عملكردي نداشت دنبال هدفي بود كه ايده هاي اصلي زندگي را ديكانستراكت كند. طرح پروژه چنين مي نمايد كه آيزنمن وراي نيازهاي روزمره دنبال هدفي آرماني و نخبه گرا بوده است.

خانه شماره 2

خانه شماره 1- نیوجرسی- پیترآیزنمان1969-70

خانه شماره 6- آیزنمان کانتیکات 1975

آپارتمان هاي مسكوني آي بي اِي (IBA) در برلين با طرح پيتر آيزنمن بين سال هاي 1982 و 1987 ساخته شد. سايت پروژه در شبكه هندسي خيابان هاي فريدريش نازي ها و ديوار برلين يكي از مهم ترين سايت هاي برلين محسوب مي شود. آيزنمن با دستاويز قرار دادن پتانسيل هاي سايت، ايده طرح را «پاليم پسست» (Palimpsest) ناميد. او در طرح خود كوشيد تا نوعي معماري به وجود آورد كه متكي بر اصول هندسي باشد. نماي هشت طبقه اين آپارتمان ها در خيابان كخ، متشكل از شبكه شطرنجي است كه مربع هاي كوچك آن را به وجود مي آورند. اين ساختمان ها با موزاييك هايي پوشيده شده است كه براي خود سيستم شطرنجي خاصي دارند و مركب از مربع هاي سفيد بزرگي هستند كه به ارتفاع دو طبقه بالا مي روند و پهناي دو دهانه را مي پوشانند و با شبكه شطرنجي ديگري كه با خطوط قرمز در نما مشخص مي باشد و برزگتر از شبكه نخستين است در هم تداخل مي يابند. مربع ها در شبكه شطرنجي اخير آن قدر بزرگ هستند كه هرگز به صورت كامل در نما تمام نمي شوند. در پلان اين مجموعه نيز دو نوع شبكه شطرنجي يكي قرمز و ديگري سفيد مشخص شده است كه هم پارك و هم ساختمان ها را مي پوشانند. مضافاً اين كه شبكه شطرنجي يكديگر را با زاويه 3/3 درجه قطع مي نمايند. بدين ترتيب آيزنمن توانسته است با استفاده از شبكه اي هندسي اساسي به وجود آورد كه متن و محتواي اين مجموعه در آن معني پيدا كند.

آپارتمان هاي مسكوني آي بي اِي (IBA) در برلين – پيتر آيزنمن

سايت مركز هنرهاي بصري ؤكسنر در شهر كلمبوس آمريكا در قسمت ورودي اصلي دانشگاه ايالتي اوهايو در قسمت شرقي دانشگاه قرار دارد. عملكرد بنا، نمايش آثار هنرمندان و دانشجويان دانشگاه در آن است. آيزنمن در شرح ايده پروژه با اشاره به سايت چنين عنوان نمود كه شهر كلمبوس نقشه اي شطرنجي دارد و از طرفي محوطه دانشگاه داراي شبكه ديگري است كه از شبكه شهر تقريباً 5/12 درجه منحرف شده است.

بنابراين او در طراحي پروژه با تاكيد بر محور شهر كلمبوس و تداخل آن در محور اصلي محوطه دانشگاه ورودي مجموعه را در امتداد اين دو شبكه قرار داد. اين ترفند با تاكيد بر ساختمان هاي موجود سايت و بازسازي بناي قديمي اسلحه خانه (كه در دهه 50 تخريب شد ولي بخشي از پي‌هاي آن در زير خاك موجود بود) انجام گرفت. طرح او فضاي باريك بين تالارهاي سخنراني مرشن و ويگل را مي شكافت و در بين آنها قرار مي گرفت و البته محور اصلي طرح منطبق بر شبكه شطرنجي دانشگاه امتداد مي يافت. بدين ترتيب فضاي مثلثي شكل كم عرض در غرب طرح آيزنمن و به طرف تالار ويگل به وجود مي آمد كه بر روي آن گالري هاي مركز هنرهاي بصري ساخته شده بودند.

مرکز هنرهای بصری وکسنر- کلمبوس آمریکا- 89-1982 – آیزنمان

يكي ديگر از معماران ديكانستراكشن، برنارد چومي است. چومي تحت تاثير جو روشنفكري دهه 80 فرانسه به مباحث فلسفي گرايش پيدا كرد. يكي از مهم ترين كارهاي برنارد چومي كه موقعيت بين المللي او را تثبيت نمود، طرح پارك دولاوي‌يت پاريس است كه بين سال هاي 1982 و 1997 اجرا شد. مكان در نظر گرفته شده براي پروژه، كشتارگاه سابق پاريس بود. ايده چومي در طراحي پارك يافتن راه حلي بود كه بتواند عناصر موجود در سايت و فرم هاي پيشنهادي خود را در حالي كه باعث تقويت تضاد در برابر تركيب، و فروپاشي در برابر وحدت مي شود به انجام رساند.

درست همان گونه كه دريدا با ديكانستراكشن خود نشان داد كه نوشته فيلسوفان مختلف واجد نكاتي بر ضد مفاهيمي است كه فلسفه ايشان بر آن استوار است، چومي اميدوار بود كه هرگاه در معماري تضادهاي برنامه ها در مورد ديكانستراكشن قرار گيرند، معلوم مي شود كه اين تضادها درست بر ضد همان اصولي هستند كه برنامه ها خود بر آن استوارند. به بياني ديگر معماري را بايد از معيارهاي قراردادي رهانيد و اين كار مسلماً با استفاده از مفاهيم خود معماري امكان پذير نيست. چومي به تأسي از تقابل هاي دوتايي دريدا در شرح ايده پروژه چنين مي نويسد: «پروژه پارك دولا‌وي‌يِت را مي توان تضاد، پراكندگي، ديوانگي و بازيگوشي به ترتيب در مقابل وحدت، تدبير، و چارهخ انديشي دانست. اين پروژه ايده هايي كه در دوره مدرن مقدس بودند را سرنگون مي سازد و در نتيجه مي تواند به ديدگاه خاصي از معماري جديد نسبت داده شود».

طرح پارك از روي هم قرار گرفتن سه سيستم منظم كاملاً متفاوت تشكيل مي شود: نقاط، خطوط و سطوح. هر كدام در درون خود كامل است. ولي وقتي روي هم قرار مي گيرند، تاثير متقابلي بر هم اعمال مي كنند. 27 حجم مكعب شكل از فولادي به رنگ قرمز، سيستم نقطه ها را به وجود مي آورند كه در شبكه شطرنجي پارك به فاصله 120 متري از يكديگر قرار گرفته اند. چومي آنها را به عنوان فولي (در زبان فرانسه به معناي جنون، مهملات و نيز عمارت اربابي كوچك) نامگذاري مي كند. ايده مفهومي فولي ها برگرفته از انديشه هاي ميشل فوگو است و ايده معماري آن يادآور معماري كنستروكتيويسوم روسي است. سيستم خطوط را راهروها پديد مي آورند كه آنها نيز انحراف مي يابند و با فولي ها تلفيق مي شوند. سيستم صفحات كه حاصل اشكالي چون دايره، مثلث و مربع است، در نظامي كاملاً پيچيده با سيستم نقطه ها و حطوط تلفيق مي شوند. هر سيستم به شيوه معمولي و سنتي انتظام مي يابد اما چون سيستم ها بر هم نهاده مي شوند از برخورد آنها تضاد و اختلافي حاصل مي شود كه يادآور معماري كنستروكتيويسوم روسي است.

پارک دولا وی یت0 پاریس- فولی 97-1982- برنارد چومی

همسو با پيتر آيزنمن و برنارد چومي، دانيل ليبسكيند به عنوان سومين مدافع ديكانستراكشن شناخته شده است. ليبسكيند در پي خلق مفاهيم ناب هنر يهودي و مهم تر از آن رابطه فلسفه با معماري است. او عميقاً بر ضد تفكر كلاسيك است. در نزد وي قواعد كلاسيك تناسب، هماهنگي، نظم، تقارن و توازن در واقع حكم نظام هايي بسته و منسوخ را دارند. او چيزهاي پيچيده، خردستيز و درون يافتي را به خردورزي مستقيم و بي چون و چرا ترجيح مي دهد.

به بيان ديگر او در هر ساختماني كه طراحي مي كند در جست و جوي اين است كه ويژگي هاي تازه را براي معنا وضع نمايد، و همچنين راه هايي تازه براي پيوند بنا، مكان و فضا با تاريخ، زندگي امروز و زندگي فردا بگشايد.

موزه يهود در برلين بين سال هاي 1988 و 2005 ساخته شد. خط يكي از مهم ترين عناصر معماري ليبسكيند است. از اين روست كه او طرح موزه را بين الخطوط ناميده است. جهت فهم اين موضوع بايد به پلان موزه توجه نمود. طرح پلان موزه، خطي را نشان مي دهد كه 9 بار با زواياي حاده شكسته شده است. اين شكستگي ها شكل زيگزاگي ايجاد مي نمايند كه بيانگر شكل شكسته ستاره داوود است. خطوط در نماي ساختمان به فرم باريكه هاي طويلي پديدار مي شوند و چنين وانمود مي كنند كه ديواره هاي موزه در اثر صدمات وارده ترك خورده اند. از آنجايي كه ما به اشكال منظم هندسي و سطوح مسطح خو گرفته ايم، اضلاع شكل گرفته موزه با خطوط درهم شان از ديد چشم بازديدكنندگان به صورت خطوط خراش داده شده و رنج آور تاويل مي گردند.

از ديگر ويژگي هاي اين بنا سقف هاي بلند وديوارهاي طولاني و عريان و سفيد آن است. زاويه‌ها نيز به ناگاه تند و تيز مي شوند و پنجره هاي اريب به شكلي غيرمنتظره اي ديوارها را مي‌شكافند. اين معماري شگفت انگيز و از جنبه هاي متفاوت تاثيرگذار است.

imagesCAC56FPI

JewishMuseum05[1]

jewish-museum[1]

موزه یهود. برلین- 3005-1988- دانیل لیبسکیند

زاها حديد (Zaha Hadid) معماري پيشتاز در سه دهه ي اخيراست. انديشه هاي او قرابت و همخواني خاصي با معماران ديكائستراكشن دارد. ايستگاه آتش نشاني شهر دانشگاهي ويترا (Vitra)، يكي از موفق ترين كارهاي زاها حديد است. اين بنا در آلمان و بين سال هاي 1990 و 1993 ساخته شد. مهم ترين مسئله اي كه حديد در آغاز اين پروژه با آن درگير بود چگونگي گسترش طرح در سايت و نحوه همجواري آن با بناهاي اطراف بود. ساختار طرح به صورت يكسري ديوارهاي خطي و لايه لايه شكل گرفته است. فضاهاي ميان ديوارها با توجه به ضرورت هاي كاربردي سوراخ شده و در نظم و هماهنگي خاصي دوباره سامان يافته اند. ساختمان از بتن ساخته شده است و ورودي آن در فصل مشترك ديوارهايي كه متناسب با ايده طرح، بخشي شكسته و بخشي ديگر خميده شده اند قرار گرفته است.

ایستگاه آتش نشانی. ویترا آلمان- 93-1990- زاها حدید

يكي از گروه هاي مهم معماري ديكانستراكشن در كشور اتريش گروه معروف «كوپ هيمل بلاو» (Coop Himmelb(1)au) است. شيوه معماري كه ‌آنها دنبال مي كنند نوعي طراحي است كه آن را «معماري باز» مي نامند. معماري باز از ديدگاه آنان بدان معنا نبود كه ساختماني ناتمام، شفّاف، يا بدون در و پنجره باشد؛ بلكه معماري باز را معماري مي دانستند كه در هنگام طراحي، وقف عناصر خاصي نشده باشد وساكنان را در كاربرد آن محدود نسازد. به اعتقاد اين گروه زمان حال، دوران خشونت، جرم وجنايت است و همين زمان، معماري خشن را مي طلبد. اين گروه فرم هايي را كه ماننداسلحه عمل مي كنند را به عنوان يك استراتژي و راه حل بيان مي‌نمايند.

طرّاحي مجموعه سينماهاي يواِف اِي (UFA) در درسدن آلمان به سال 1993، طي يك مسابقه بين المللي به گروه «كوپ هيمل بالو» تعلق گرفت. اين مجموعه سينمايي بين سالهاي 1993 و 1998 ساخته شد. طرح سينما به صورت سيلوي باريك و بسيار مقتصدانه اي است، متشكل از چندين سالن كه رو به خيابان دارد. اين مجتمع از دوعنصر معمارانه تشكيل شده است: يك سنگر بتني ساده يكپارچه كه تنها خطوط بيروني ان پرداخت شده و هشت سالن را در خوي جاي داده و يك سازه از فلز وشيشه به شكل يك بلور نامنظم عظيم كه از همه طرف بيرون زده است.اين دو عنصر بي هيچ تمهيدي در يك فصل مشترك به هم مي رسند، و در هيچ نقطه اي اين دو عنصر به شكلي فيزيكي در هم نفوذ نمي كنند. سطوح وسيعي بيروني سنگر بتني با استفاده از خطوط مورّب طوري شكل گرفته اندكه هيئت «موّاج» غيرمنتظره اي پيدا كرده اند. پلّه هاي اضطراري سالن ها در ديوارهاي بيروني پشت بادشكن هاي مشبّك بزرگي طرّاحي و ساخته شده اند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.