معماری معاصر- مهندس سعید امیدی – دانشگاه آزاد پرند- بخش سیزدهم

معماری معاصر- مهندس سعید امیدی – دانشگاه آزاد پرند- بخش سیزدهم

فصل یازدهم: پست مدرنيسم

پست مدرنيسم (Postmodernism) نامي است كه نخست در معماري دهه 60 مورد استفاده قرار گرفت و سپس به رشته‌هاي ديگر هنري تسري يافت. اين اصطلاح عموماً بر اشكالي فرهنگي دلالت دارد: اشكالي كه مشخصه بارز آنها همسويي و تلفيق هنر عامه پسند و رسمي است. پست مدرنيسم به معناي دقيق كلمه يك مكتب فكري نيست؛ همچنين جنبش فكري يكپارچه اي هم نيست كه هدف يا زاويه ديد مشخصي داشته باشد.

عموماً عصر پست مدرن را عصر پيچيدگي، تنوع و تناقض مي دانند. و يادآوري مي شوند كه اين عصر شيوه هاي جديدي از تفكر درباره خود و امكانات جديدي براي همزيستي با ديگران ارائه مي دهد. يا به قول فردريك جيمسن (Fredric Jameson) عصر پست مدرن نظام سرمايه داري چند مليتي يا مصرفي است كه با فناوري هاي الكترونيك همسو و مرتبط است. ولي اين اصطلاح را نبايد با پست مدرنيسم خلط نمود. پست مدرنيسم در معماري عمدتاً به كارهاي معماراني استناد دارد كه در پي آن بودند تا از قوانين بي چون و چراي مدرنيسم سرباز زنند. و با فراغ بال به مياحثي بپردازند كه مدرنيسم تعمداً آنها را كنار گذاشته بود. بنابراين ساختمان هاي پست مدرنيستي مجموعه اي از سبك هاي متفاوت هستند كه همزمان به سنت هاي محلي، فرهنگ عامه‌پسند، سبك بين المللي و تكنولوژي پيشرفته اشاره دارند، و در عين حال به هيچ يك از اين مولفه‌ها اجازه نمي دهند تا بر مولفه هاي ديگر تسلط يابند. لذا استفاده هاي غالباً كنايه آميز آن از سبك هاي قديمي تر نشانه برگشت به دوره پيشامدرن نيست.

چارلز جنكس (Charles Jencks) را بايد يكي از مهم ترين انديشمندان پست مدرنيسم ناميد. هم او بود كه مرگ نابهنگام مدرنيسم را اعلام نمود. جنكس در حركتي نمادين اعلام نمود كه معماري مدرنيسم ژوئيه 1972 در ساعت 15:32 درگذشته است. يعني زماني كه پروژه عظيم مسكن انبوه پروئيت – آيگو (Pruitt – Igoe) واقع در سينت لوييس در ايالت ميزوري به علت غير قابل سكونت بودن براي اقليت سياهپوست يا ديناميت منفجر شد. اين مجموعه كه نماد و سمبل معماري مدرن محسوب مي شد، توسط معمار ژاپني مينورو ياماساكي (Minoru Yamasaki) و بر اساس الگو و اهداف سيام و سبك بين المللي طراحي و ساخته شده بود.

مسكن انبوه پروئيت – آيگو- مينورو ياماساكي –

جنكسي بر خلاف متتقدان پست مدرنيسم، معماران اين گرايش را مقلدان سنت و عناصر كلاسيك نمي داند، و بر اين انديشه است كه معماري پست مدرنيسم عبارت است از كنار هم قرار دادن دموكراتيك سليقه ها و جهان بيني ها و پاسخي به اين واقعيت كه ما بيشتر در فرهنگ جهاني و متكثر گزينش ها زندگي مي كنيم تا در فرهنگ يكساني و يكنواختي تكميلي.

ساختمان هاي پست مدرنيستي به جاي تحميل يك معنا پا روي فرمول يا روش واحد آزادي سبك بيشتري دارند و اين امكان را براي فرد فراهم مي سازند كه از يافتن تداعي و ايجاد ارتباط لذت ببرد.

همسو با جنكس، رابرت ونتوري نيز در كتاب پيچيدگي و تضاد در معماري كه به سال 1966 در آمريكا به چاپ رسيد درصدد يافتن اصولي براي معماري پست مدرنيسم است. هدف عمده ونتوري در كتاب مزبور ارزش گذاري به نفع نوعي معماري است كه از سادگي كمتر و از پيچيدگي بيشتري برخوردار است. ونتوري در اين كتاب بار ديگر به مساله تزيينات در معماري پرداخت و اين بار تعريف جديد از معماري با اتكا به نقش محوري تزيين ارائه دارد: «معماري، ساختماني است با تزيينات روي آن». ونتوري در رد واكنش به اين جمله معروف ميس وان در روهه كه «هر چه كمتر بهتر» شعار «هر چه كمتر ملال آورتر» (Less Is Bore) را بيان نمود.

رابرت ونتوري در سال 1972 با همكاري دنيز اسكات براون و استيون آيزنور كتاب درس هايي از لاس وگاس را به چاپ رساند. ونتوري با چرخش از معماري «متعالي به معماري «معمولي» با جسارتي ستودني اعلام كرد كه ساختمان هاي لاس وگاس به دليل سازگاري هوشمندانه اي آنها را با شرايط ماشين و خلاقيتي كه در ساخت آنها ديده مي شود براي ايالات متحده الگوهاي ارزشمندي محسوب مي شوند. كتاب پيچيدگي و تضاد در معماري نقد فرماليستي اصول سازنده مدرنيسم بود، در حالي كه كتاب درس هايي از لاس وگاس بيشتر به نقد جامعه شناسانه مدرنيسم مي پردازد. ونتوري از ساختمان هاي لاس وگاس به اين دليل تمجيد مي كند كه در آنها نشانه مهم‌تر از معماري است. او با اين كار مدرنيسم را به باد انتقاد مي گيرد و معماري صريح، روشن و متنوع را بر آن ترجيح مي دهد. ونتوري معتقد است هدف از طراحي ساختمان بايد بيشتر ارتباط و معنا باشد نه تكامل و كارايي. او كه تحت تاثير هنر عامه پسند قرار دارد، نشانه و معنا را نه در قالب هاي كليشه اي بلكه در چيزهايي مي بيند كه مدرنيست ها آنها را غير ضروري و بي اهميت مي دانند. لذا براي او سنت هاي ساختمان سازي بومي سرشار از الهامات و ايده هاي معماري هستند.

ونتوري در سال 1963 مادر خود را مجاب مي نمايد تا خانه اي براي او طراحي نمايد. طرح اين خانه در وهله اول مانند تصويري سه بعدي از يك نقاشي كودكانه به نظر مي آيد، ونتوري با هوشياري خاصي توانست قوانين مدرنيسم را زير سوال برد و با طراحي عواملي چون سقف شيب‌دار، نمايان نساختن سطوح داخلي در نماي ساختمان، عدم استفاده از ستون (به جز يك مورد و آن هم فقط به جهت نگه داشتن سقف غذاخوري) عملاً به جنگ مدرنيست‌ها رفت.

خانه وانا ونتوری- فیلادلفیا- رابرت ونتوری

 

ساماندهي پلان با دو ديوار موازي عود بر محور اصلي سايت كه محدوده فضاي داخلي خانه را مشخص مي‌كند شروع مي شود. محور ديوارها جهت اصلي شكل گيري پلان را مشخص مي نمايند. نظم شكل گرفته پلان و به خصوص قرار گرفتن نماي سنتوري شكل، دقيقاً برعكس اصول شكل گيري پلان معابد يوناني است. در معابد يوناني هندسه پلان و نحوه قرار گرفتن ديوارها تداعي كننده فرم سنتوري سقف است. ونتوري با وارونه كردن اين سيستم اين امكان را فراهم آورد كه بار سقف را بدون نياز به ستون طراحي كند. همان گونه كه در مقاطع و ماكت خانه ديده مي شود، شيب هاي سقف در راستاهاي مختلف شكل گرفته اند و امتداد آنها خود را در فضاي ورودي ساختمان نشان مي دهند. از طرفي ديوارها به عنوان عناصر خطي ساختمان درون مايه اصلي خود را استتار كرده‌اند و اين يكي از مهم ترين نكاتي است كه جهت ابراز مخالفت با ايده مدرنيسمي كه قائل به مرزبندي فضاهاي بيروني و دروني است، لحاظ شده است. ونتوري جهت ايجاد تضاد و پيچيدگي در سيركولاسيون فضاي داخلي، ابتدا در مركزيت پلان پله و شومينه را در كنار هم قرار مي دهد و با اين كار محور اصلي ورود به خانه را مسدود مي كند. كه همين حركت باعث مي شود تا يك فضاي پيش ورودي در پشت نماي اصلي شكل گيرد. اين ترفند فرصتي را فراهم مي آورد تا ورودي پله و شومينه به عنوان عناصر اصلي پلان مورد توجه قرار بگيرند. چيدمان فضاي داخلي به صورت نامتقارن طراحي شده است. در سمت راست فضاهاي نيمه خصوصي مانند آشپزخانه، پذيرايي و غذاخوري قرار دارند. در سمت چپ فضاهاي خصوصي مانند اتاق هاي خواب و حمام طراحي شده اند. اين عدم تقارن و دوگانگي در چيدمان پلان، خود را در نماي خانه نيز نشان مي‌دهد.

خانه سالمندان گيلد (Guild)

اين ساختمان بين سال هاي 1960 و 1963 با همكاري جان رؤاچ در فيلادلفيا ساخته شد. زمين ساختمان از جنوب در مقابل يك خيابان واقع شده است كه روحيه شهري دارد. يعني پرتحرك و پر سر و صداست. و ساختمان هاي موجود در آن نسبتاً قديمي و بلند هستند. بنابراين نماي جنوبي ساختمان به سبب وجود اين خيابان با نماهاي شمالي آن متفاوت است. اين مجموعه شش طبقه، شامل 91 آپارتمان و يك استراحتگاه عمومي است. بنا به نظر ونتوري، نماهاي ساختمان طوري طراحي شده اند كه متفاوت به نظر برسند. قسمت بالاي نماي اصلي ساختمان از ديوار اصلي جدا شده است و به اين ترتيب بر نقش نماي ساختمان به عنوان يك نقاب يكپارچه تاكيد مي كند. به عقيده او ديوارهاي آجري قهوه اي تيره با پنجره هاي دولاي عمودي يادآور خانه هاي قديمي فيلادلفياست. ستون گرد بزرگ نماي اصلي مجموعه، كه از جنس گرانيت سياه ساخته شده است نتناسب با فضاي بازشوي ورودي مجموعه است. يك قوس با خيز ملايم بر فراز مجموعه بالكن ها، مشخصه اي است كه از منريسم كارهاي لويي ساليوان وام گرفته شده است. آنتن دروغين طلايي رنگ تلويزيون بر بام ساختمان نمادي دوستانه و طنز آميز از دلمشغولي هاي سالخوردگان در يك جامعه صنعتي است.

خانه سالمندان گيلد- رابرت ونتوری

ونتوري در دهه 90 دغدغه هاي تاريخ گرايي خويش را در ساختمان الحاقي به موزه ملي لندن به نمايش گذاشت. در طراحي آن دنيز اسكات براؤن با ونتوري همكاري نزديكي داشت. ساختمان الحاقي بنايي است كه به موزه ملي لندن اضافه شد و محل قرار گيري يكي از برحسته ترين نقاط شهر لندن يعني زاويه شمال غربي ميدان ترافالگار است. آنها در اين طرح حرمت موزه ملي لندن را كه در دهه 1830 توسط ويليلم ويليكينز ساخته شده نگه داشتند به اين معنا كه از افق موجود تبعيت كردند و براي نماي بنا از همان سنگ آهك پرتلند كه سابق بر اين در نماي موزه ملي لندن به كار رفته بود بهره جستند در نماي اصلي از ستون هاي چهارگوش توكار سربرافراشته اي استفاده كردند كه فاصله آنها به تدريج كاهش مي يابد و سرستون هاي آنها درست همچون سرستون هاي ساختمان موزه ملي لندن است.

ساختمان الحاقي به موزه ملي لندن- ونتوری و سکات براون

همسو با رابرت ونتوري مايكل گريوز به عنوان دومين مدافع آمريكايي پست مدرنيسم شناخته شده است. ساختمان خدمات عمومي پرتلند يكي از مهم ترين پروژه هاي گريوز است كه براي او موفقيت جهاني به همراه داشت. ساختمان خدمات عمومي پرتلند بين سال هاي 1980 و 1983 در نيواورلئان ساخته شد. ساختمان در يك نگاه گوياي بيان طنزآميز گريوز از عناصر معماري كلاسيك است. در طراحي ساختمان عناصر كلاسيك به صورت نقاشي انتزاعي روي حجم مكحعبي شكل ساختمان كلاژ شده اند.

ساختمان خدمات عمومي پرتلند- مایکل گریوز

نماي ساختمان طيف وسيعي از عناصر معماري را درون

خود جاي داده است. فرم ذوزنقه اي پيشاني ساختمان

با الگوبرداري از تاق قوس معماري كلاسيك اجرا شده

و به شيوه بناهاي باستاني مجسمه اي در سير در

ورودي آن نصب شده است. كه يادآور معماري معابد

مصري است. رنگ در اين ساختمان چه به صورت ملايم

و چه به صورت تند در تركيب با رنگ هاي ديگر از عناصر

اساسي اين بنا است. رواق ورودي ساختمان يادآور معماري

معابد مصري است و در كل نمادشناسي به كار رفته در

اين بنا يادآور معماري خانه مادر ونتوري است.

چارلز مور يكي ديگر از مدافعان آمريكايي پست مدرنيسم است. مور همچون رابرت ونتوري شيفته لويي كان بود. او همچون كان به نحوي صادقانه به جانبداري از شيوه هاي سنتي و فرهنگ معماري گذشته برآمد. هدف عمده مور در طراحي مد نظر قرار دادن حس مكان از دست رفته بود. او با به كار گيري تمام تمهيدات و استعارات سعي نمود كه اين حس مكان را به زمان حال برگرداند؛ اين حس مكان جوهره اصلي طراحي او در ميدان ايتاليا واقع در نيواورلئان محسوب مي شود. اين ميدان براي آن دسته از مردم نيواورلئان كه اصليت ايتاليايي داشتند طراحي و ساخته شد و عمده هدف آن نيز هويت بخشي به جمعه ايتاليايي نيواورلئان بود. ايده طرح مضموني روايي دارد و هدف اصلي آن، آشنا ساختن بازديدكنندگان پروژه با لايه هاي تاريخي معماري ايتاليا است. طرح ميدان عوامل مختلفي از جمله حس باستاني و ديدگاه مدرنيستي را در دل خود جاي داده و در عين حال داراي كيفيت فضاي شهري است. مور از منابع مختلفي جهت تكميل كردن ايده ميدان استفاده كرده است كه مهم ترين آن منابع عبارتند از: فواره تروي در رم به سال 1549، ساختمان نويه واخه اثر كارل فريدريش شينگل در برلين به سال 1818، و معماري كلاسيك يونان و روم. طرح اوليه ميدان اساساً براي زميني وسيع تر از مورد موجود در نظر گرفته شده بود و شامل چندين فروشگاه، تفريحگاه و مغازه مي شد.

ميدان به صورت مدور طراحي شده است با نوارهاي سنگي متناوب مركزگراي تيره و روشن در كف كه در قسمتي اين نوارها شكسته و تبديل به نقش برجسته اي از نقشه كشور ايتاليا مي شوند. از آنجا كه اكثريت مهاجران از اصل و تبار سيسيلي هستند، نقشه جزيره سيسيل در داخل نقشه ايتاليا به صورت يك سكوي برجسته ساخته شده است. در پس زمينه اين طرح لايه هايي از سبك‌هاي بساتان به صورت تلفيقي روي هم كلاژ شده اند. مور حتي دو تصوير حجاري شده از صورت خود را همچون هنرمندان دوره رنسانس بر روي يكي از ديوارهاي اين ميدان قرار داده است. اين تصاوير حجاري شده محلي براي ريزش آب هستند به طوري كه از دهان اين تنديس‌ها آب به بيرون سرازير مي شود. طرح مورد انتقاد منتقدان قرار گرفت. آنان اين طرح را يك شوخي سطحي مي دانستند كه در نوع خود از سبكي كاملاً آزاد برخوردار است.

ميدان ايتاليا واقع در نيواورلئان- چارلز مور

ساختمان شركت تلفن و تلگراف آمريكا معروف به «اي تي اند تي» (AT&T)‌ يكي از مهم ترين ساختمان هايي است كه در نيمه دوم دهه 70 به طراحي فيليپ جانسن ساخته شد. طرح ساختمان تلفيقي از معماري كلاسيك، رنسانس و آردكو (Art Deco) است. در بالاي اين آسمانخراش تقريباً مستطيلي شكل، كه ظاهراً نمونه اي از سبك بين المللي است، سنتوري شكسته قرار دارد كه به سبك معماري كلاسيك ساخته شده است. ساختمان نماي رنسانسي دارد و از آن به عنوان يك كمد لباس بزرگ تعبير مي شود كه با داشتن ظاهري ساده، درون آن پر از اجناس گوناگون است. طراحي داخلي ساختمان به شيوه سبك رومي و تزيينات معماري سبك نئوكلاسيك قرن هجدهم فرانسه انجام شده و حتي ورودي ساختمان به شيوه رنسانسي و با الهام از نمازخانه پاتسي اثر فيليپو برونلسكي ساخته شده است. در اندازه ساختمان نيز اغراق شده است به صورتي كه با 36 طبقه ارتفاع يك برج 60 طبقه را دارد. از سويي جانسن سعي نمود تا اهداف ونتوري را نيز در ساختمان لحاظ نمايد و با اين اصل «هم اين / هم آن» در پي آن بود كه ساختمان بيانگر معناهاي متفاوتي باشد. طيف وسيع اين معاني از ساختمان قديمي تا يك آسمانخراش اداري و كلاسيك را شامل مي شود. اين ساختمان در مقايسه با ساختمان پرتلند اثر مايكل گريوز به نظر ظريف تر و تاثيرگذارتر مي رسد. و به خاطر همين تاثيرگذاري بود كه به عنوان نقطه عطف معماري پست مدرنيسم از آن ياد مي شود.

ساختمان AT&T- فیلیپ جانسن

همسويي مدرنيسم با معماري كلاسيك را به خوبي مي توان در طرح هاي جيمز استرلينگ مشاهده نمود. از اين رو يكي از ويژگي هاي مهم كارهاي او، طراحي با فرم هاي كلاسيك بدون رعايت اصول كلاسيك آن است. ماحصل پروژه هاي او ساختمان هايي با مفاهيم كلاسيك و ظاهري مدرن هستند. يكي از مهم ترين كارهاي استرلينگ، ساختمان تئاتر و نمايشگاه ايالتي است. اين ساختمان يكي از مجموعه بناهايي است كه به كالري قديمي مجموعه به نام اشتاتس متصل است كه بين سال هاي 1977 و 1983 در اشتوتگارت ساخته شد. طبقه همكف كه در اطراف يك حياط مركزي طراحي شده به مسير عابرين شهر متصل است و در امتداد اين مسير فضاهايي براي نمايشگاه هاي موقت، يك تالار سخنراني، انبار، و فضاهاي تاسيسات فني قرار دارند.

يك پياده روي عمومي با الگوبرداري از معماري روم، دامنه هاي اشتوتگارت را به مركز شهر متصل مي سازد، از ميان موزه مي گذرد، ساختمان اصلي را دور مي زند و به يك تراس وسيع يا پاركينگي در زير آن مي رسد. ساختمان كه با سنگ نماسازي شده كلاژي از سطوح ممتد، انحناهاي شيشه اي، عناصرارتباطي، رواق هاي ستون دار، قوس هاي نوك تيز گوتيك، و قرنيزهاي سنگين و بيرون زده است. اين يك طرح قابل انعطاف و پيچيده و زيبا و در عين حال ناهمساز است كه در داخل يك موقعيت شهري جا افتاده است.

موزه اشتوتگارت- جیمز استرلینگ

ساختمان هاس در وين يكي از مهم ترين و معروف ترين كارهاي هانس هولاين در وين است. از نكات بارز و شايان تامل اين بنا، استقلال بين پوسته بيروني مجموعه و اسكلت آن است هر چند اجزاي به كار رفته در نما با فضاهاي داخلي ارتباط منطقي دارند. استفاده از شيشه در قسمت هايي از نما به خصوص در برجك مدور ملهم از آثار اتو واگنر، باعث منعكس شدن تصوير كليساي گوتيك در اثري مدرن و ايجاد رابطه با آن مي شود.

ساختمان هاس در وين- هانس هولاین

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.