معماری معاصر- مهندس سعید امیدی – دانشگاه آزاد پرند- بخش چهارم

معماری معاصر- مهندس سعید امیدی – دانشگاه آزاد پرند- بخش چهارم

فصل ششم: معماری اُرگانیک

ظاهراً واژه «اُرگانیک» در معماری برای اولین بار در کتاب گپ های کودکستانی (Kindergarten Chats) اثر لویی سالیوان بیان شده است. این واژه را در سال ها بعد از سالیوان فرانک لوید رایت بسط داد و برای توصیف کارهای خویش به کار برد .

رایت قطعاً یکی از بزرگترین، مهم ترین و تاثیر گذارترین معماران آمریکایی است. کارها و اندیشه های وی در معماری یکی از مهم ترین مراتب و مدارج معماری ارگانیک را تشکیل می‌دهند .

خانه رابی (Robie) : هم پلان همکف و هم طرح نمای خانه چنان طراحی شده که فضای بیرون به درون راه یافته و فضای درونی نیز به شکلی چشمگیر به بیرون گسترش یافته است. مفصل بندی پلان خود را در حجم نشان می دهد و این جزئی از زیبا شناسی فرم چند وجهی خانه است. بام های ساختمان مقتدرانه و در هماهنگی کامل با خطوط افقی حجم طراحی شده اند. در این خانه اشکال مکعّب و سطوح پیش آمده چنان ماهرانه تلفیق شده اند که تا آن هنگام بی سابقه بود جانمایی فضاهای داخلی بر محوریت آتشگاه (شومینه) خانه سامان یافته است و اتاق های نشیمن و غذا خوری در دو طرف آن قرار گرفته اند. مبلمان و طرّاحی تزئینات خانه تماماً توسط رایت انجام شده است.

اوّلین تجربه رایت در حیطه ی طرّاحی خانه های مسکونی (بیش از صدخانه) طرّاحی خانه ویلیام ایچ . وینزلو (Winslow ) در ریورفارست (River Forest) اینلینوی (Illinois )به سال 1894 است. طرح این خانه از خیلی جهات ارزشمند و قابل بررسی است. در حقیقت طرح این خانه جزء اولین طرح هایی است که سبک خانه سازی رایت خود را به شکل آشکاری بیان می‌نماید : بام های بیرون زده، تاکید بر خطوط افقی و نمای غیر متقارن، پلان آزاد، حذف فضاهای نمایشی و بی مورد، و تاکید بر فضای اختصاص یافته به آتشگاه و دودکش خانه هم در پلان (مرکز سکونت گاه) و هم در نما (به عنوان المان عمودی نما).

رایت قریب به یک دهه بعد از طراحی خانه ی وینزلو تجربیات خود را عمدتاً معطوف به طبیعت و رابطه ی آن با بناهای مسکونی می‌نماید. ماحصل این بررسی ها طرح هایی است که بعد ها به خانه های مرغزار (Prairie Houses) معروف شد که یکی از نمونه های مهم آن خانه ی ویلیتس (Willits) در هایلند پارک (Highland park) ایلینوی است. پلان صلیبی شکل خانه به دور یک بخاری دیواری (شومینه) بی نظیرترین خانه رایت در سبک معماری ارگانیک خانه آبشار (Fallingwater) است که بین سال های 1934 و 1937 در میل ران (Mill Run) واقع در پنسیلوینیا (Pennsylvania) ساخته شد. خانه آبشار را می توان تندیسی در دل طبیعت و یا طبیعتی در دل یک تندیس نامید.

خانه های مرغزار- رایت

خانه رابی. شیکاگو. رایت

خانه ویلیتس ایلینوی- رایت

willits houde- write -0

خانه ویلیتس ایلینوی- رایت

آنچه در ساختمان مهم می نماید روشني عناصر معماری با عوارض و پدیده های طبیعی است. خود رایت آبشار را یکی از زیباترین پدیده های طبیعی و صدای آن را یکی از دل انگیزترین صداهای طبیعت می دانست. رایت در این خانه آگاهانه قطعات سنگی را بر روی زمین و در کنار سطوح صاف و رنگ کرده بتنی قرار داد و به این ترتیب تقابلی بین طبیعت و ساخته بشر به وجود آورد و چنین می نماید که رایت توده های خانه ی آبشار را با الهام از همان تخته سنگ هایی که ساختمان از میان آنها سر برآورده، شکل بخشیده است. درست درمرکز کانون اصلی خانه آتشگاه (بخاری دیواری) قرار دارد. هسته مرکزی خانه بر روی یک تخته سنگ قرار دارد و معماری خانه براساس یک سری المان های عمودی و افقی طراحی شده است. عناصر باربر عمودی این بنا کاملاً از سنگ های طبیعی و سقف های آن نیز به صورت یکپارچه از بتن و با اشکال مستطیلی یکی بر فراز دیگری و در سطوح مختلف ساخته شده اند. پلان صلیبی شکل این بنا در سه بعد گسترش یافته است. به طوری که سلسله مراتبی زنده و پیچیده از تداوم و تداخل فضا را پدید می آورد.

خانه آبشار رایت

ساختمان اداری کارخانه واکس سازی جانسن این ساختمان نیز همانند سایر ساختمان های شهری رایت بنایی مرکزگرا و فاقد هر نوع برخورد بصری با دنیای خارج است. این ساختمان به دلیل شکل غیر معمول ستون های خود خیلی زود شهرت یافت؛ ولی توجه اصلی خود رایت در این ساختمان نیز به ورود نور طبیعی به داخل آن و روشنایی آن است. روشنایی داخل ساختمان از طریق نوارهای افقی شیشه ای که به صورت لوله هایی در زیر سقف قرار گرفته اند تامین می شود.

ستون های بتن مسلح آزاد قارچی شکل به طرف پی مفصلی خود تراشیده و باریک تر می شوند، در حالی که در قسمت بالا دایره کاملی را پدید می آورند .

jonson

jonson2

ساختمان اداری و برج تحقیقاتی کارخانه واکس سازی جانسن- رایت 1936-9

رایت با طراحی موزه گوگنهایم (Guggenheim) عملاً از اهداف معماری ارگانیک خود دوری جست. مهم ترین مشخصه این ساختمان شیبراهه مرکزی آن است كه در این ساختمان انتقال می یابند و سپس از طریق یک سطح شیبدار مارپیچ به طرف پایین هدایت می شوند.

gugenhaim6

gugenhaim7

gugenhaim5

آلوار آلتو

ویلای مایره آ (Mairea) در شمار یکی از مهمترین آثار آلتو در حیطه طراحی بناهای مسکونی است.آلتو در طراحی این ویلا وامدار آثار لوکوربوزیه و رایت بوده است. طرح ویلا براساس دگردیسی هوشمندانه پلان آزاد لوکوربوزیه و جزئیات و روابط فضایی خانه آبشار رایت سامان یافته است. حجم بنا با این که اشکال بایستی کوبیستی را در ذهن زنده می سازد، ولی کاملاً با معماری بومی منطقه در آمیخته است. در این بنا به وفور می توان ارجاعات شخص آلتو را ملاحظه نمود: ستون های چوبی پرداخت شده، حصیرها و بامبوهای دو نیم شده، پشت بندهای صیقل خورده، بام های پوشالی، تیغه های کشویی، و گیاهان واقعی در فضاهای داخلی. این ارجاعات همگی حکایت از زبان ارگانیک و رمانتیک آلتو دارند. نظم فضایی خانه یکی از مهم ترین دستاوردهای طراحی آلتو در معماری این بنا است. فضای داخلی در نظمی سیال شکل گرفته است. دیوار موجی شکل سرسرا ناظر، را متوجه وجود اتاق هایی می کندکه در جانب راست آن قرار دارد. در تمامی قسمت های این خانه مصالح گوناگون به ظرافت و استادی با یکدیگر ترکیب شده‌اند.

mairea1

طراحی غرفه فنلاند (تخریب شده) در نمایشگاه جهانی نیویورک به سال 1939. آلتو محوّطه طویل و کشیده سایت پروژه را با یک دیوار مورّب موّاج بلند، از جنس چوب از قطر به دو نیمه تقسیم نمود. این تقسیم، دو محوّطه پویا را در اختیار او گذاشت.

ویلا مائره آ. فنلاند- آلوار آلتو

سطح موّاج و موّرب دیوار، تماشای تصاویر را تسهیل و در عین حال مسائل آکوستیکی را نیز حل می نمود. غرفه نمایشگاه از چهار طبقه تشکیل شده بود که ارتفاع آن به 16 متر می رسید.

غرفه فنلاند – 1939- آلوار آلتو

finish pavillion1

خوابگاه دانشجویان در انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (ام.آی.تی) ساختمان متعلق به دوره ای است که آلتو برای کاربرد آجر سرخ در بناهای خویش اولویت قائل بود. بنای خوابگاه به نحوی طراحی شده است تا مستقیماً از خیابان اصلی منطقه چارلز در معرض دید نباشد. لذا به صورت منحنی طراحی شده است و همین انحنای ساختمان باعث می شود تا هیچ یک از بخش های آن عمود بر خیابان نباشد. از طرفی همین انحنای ساختمان موجب شده است تا تعداد بیشتری از اتاق‌های دانشجویان مشرف به رودخانه قرار گیرند. در داخل اتاق های این ساختمان سطوح خشن دیوارهای آجری بدون «سفید کاری» باقی مانده اند.

از دیگر آثار آلتو مي توان به تالار شهر سَینَت سالو (saynatsalo) و فرهنگسرای هلسینکی(Helsinki) اشاره نمود. طرح این تالار شامل واحدهای کم ارتفاعی بین یک و دو طبقه با سقف های شیبدار و دیوارهایی از آجر قرمز است که در اطراف یک حیاط مرکزی سامان یافته اند.

آجر سرخ بدون گچ کاری عمده مصالح به کار رفته در بنا است. نوع سقف و مصالح تاثیر پذیری از سنت ساختمان سازی محلی را نشان می دهند. طرح فرهنگسرای هلسینکی نیز یادآور زبان معماری اُرگانیک آلتو است. مهم ترین بخش طرح سالن کنسرت آن است. این سالن با دیواری موّاج از جنس آجر سرخ که از بالا نور می گیرد، و سقفی پوشیده از مس مهمترین بخش مجموعه را تشکیل می دهند.

پلان تالار شهر سینتسالو- آلتو

تالار شهر سَینَت سالو

تالار شهر سَینَت سالو

فرهنگسرای هلسینکی

فصل هفتم: خاستگاه های هنری معماری مدرن

هنر انتزاعی

هنر انتزاعی بی شک مهمترین دستاورد هنری مدرن است. رئالیسم زندگی روزمره کارگران و دهقانان به نقش و طرح کشیده شد و با ظهور امپرسیونیسم تکنیک دچار تغییراتی گشت؛ گرچه محتوای آن کماکان همچون گذشته باقی ماند. نئوامپرسیونیسم – در ادامه امپرسیونیسم – تجربه‌ای علمی در نور و رنگ بود. سیر تدریجی نقاشی از این بعد با وساطت هنرمند همراه بود. هنرمند بیش از آن که منتقل کننده ی جهان پیرامون بر روی بوم باشد، به عنوان واسطه ای صاحب نظر در بیان دیدگاه و احساس خود پا به میدان هنر گذاشت و آنچه را که خود می اندیشید بیان می نمود. اما پدیده بیرونی همواره زمینه ی اصلی و آشکار بیان احساسات او بود و هنرمند مابین پدیده بیرونی و آفرینش هنری خویش قرار داشت. امّا هنوز ارتباط ظاهری آثار او با جهان پیرامون گسسته نشده بود. در اصل این هنر انتزاعی بود که رهایی یکباره از کالبد هنر رسمی را به ارمغان آورد.

هنر انتزاعی در واقع شیوه ای کاملاً فرمالیستی بود که از درون گرایش های اکسپرسیونیستی سر برآورد، و به ناب ترین جریان مدرنیستی تبدیل شد.

کوبیسم

از دیگر جریانات تاثیر گذار در هنر قرن بیستم می توان به جنبش کوبیسم اشاره کرد. جنبش کوبیسم توسط پابلو پیکاسو (Pablo Picasso) و ژرژبراک(Georges Braque) در سال 1907 بنیان گذارده شد. کوبیسم را می توان محصول نگرش خردگرایانه به جهان دانست. پیشگامان کوبیسم مضمون های تاریخی، روانی، احساسی و عاطفی را وانهادند و عمدتاً طبیعت بی جان را موضوع کار خود قرار دادند. در این عرصه نیز با امتناع از برداشت های عاطفی و شخصی درباره اشیاء صرفاً به ترکیب صور هندسی و نمودهای آن پرداختندو تصویر بوسیله یک ساختار هندسی ، ساده و کم عمق بیان می گردید و در تصویر پیش زمینه و پس زمینه پیوند یافت. هنرمندان کوبیسم همچنین مفهوم فضا در تصاویر پرسپکتیوی را توسعه دادند. دیگر اشیا تنها از یک نقطه دیده نمی شدند بلکه در یک تصویر نماهایی از نقاط مختلف به طور همزمان نشان داده می شدند. نفی سلسله مراتب دید مهم دانسته شد و به این ترتیب حرکت و از طریق آن زمان وارد نقاشی قرن بیستم شد.

هنر کوبیسم در معماری تاثیر زیادی بر جای گذاشت که از آن جمله می توان به :

  • تندیسگرایی و عدم آرامش نما

Picasso1

  • تجزیه احجام و فضاها به اشکال اصلی هندسی
  • افزودن عامل زمان به معماری با تندیسگونگی بنا
  • تلفیق فضای درون و برون با احجام ترانسپارانت
  • پلان لیبر و نقشه آزاد

flickr-563354141-image

فوتوریسم

جنبش فوتوریسم(Futurism) در سال 1909 م توسط فیلیپّو تومّازو مارینتّی (Filippo Tommaso) در میلان ایتالیا شکل گرفت. اصل ایدئولوژی فوتوریسم همان چیزی است که مارینتی در بیانیه این جنبش به آن اشاره نمود: «ما اذعان داریم که شکوه و عظمت جهان با زیبایی جدیدی غنی تر شده است با زیبایی سرعت».

آنچه که در سرفصل مباحث نظری فوتوریست ها خود را بارز می نماید، نزدیکی هنر به زندگی و جوهر آن حرکت است. آنها معتقد بودند برای تجسم پویایی باید بر نور و حرکت تاکید نمود؛ زیرا نور و حرکت باعث می شوند که استحکام صورت اشیاء کاهش یابد و عناصر در یکدیگر و در محیط اطرافشان نفوذ کنند. از نظر آنها معنا و ماهیّت عصر جدید بر «همزمانی» و در هم تنیدگی کل ظواهر واقعیت عادی مبتنی بود. در آثار هنرمندان فوتوریست مفهوم سرعت، پیشرفت، و تهاجم به ارزش های کهن را به وضوح مشاهده نمود. آنها همچنین از نخستین مدافعان مفهوم جدید فضای تصویری بودند و می کوشیدند تا فضا را به گونه ای مجسم نمایند که ناظر خود را در مرکز تصویر حس کند. یکی از مهم ترین آثار فوتوریستی که به زیبایی تمام توانسته است این مفهوم را برساند «بطری در فضا می شکفد» اثر اومبرتو بوچونی (Umberto Boccioni) است. در این اثر فرم بطری طوری شکافته شده که در آن مرز بین فضای درون و بیرون از بین رفته و فضا به عنوان یک شی پویا و ملموس به نمایش گذاشته شده است.

بطری در فضا می شکند- امبرتو بوچونی

با ورود آنتونیو سانت اِلیا (Antonio Sant’Elia) در سال 1914 فوتوریسم رسماً در حیطه معماری نیز آغاز شد. در این سال نمایشگاهی از طرح های سانت الیا در میلان برگزار گردید که در آنها از شهرهای جدید و آموزه های انقلاب صنعتی تجلیل شده بود. پروژه شهر جدید او بیانیه فوتوریستها در حوزه معماری است. در اسکیسهای او سیمای یک شهر صنعتی هویدا است.

کُنستروکتیویسم

کنستروکتیویسم در سال 1913م به وسیله ولادیمیر تاتلین (Vladimir Tatlin) شکل گرفت دو پیکره ساز به نام های نائوم گابو(Naum Gabo) و آنتوان پفسنر (Antoine Pevsner) به تاتلین پیوستند و در سال 1920 بیانیه خود را منتشر ساختند که یکی از رهنمودهای آن «ساختن» (construct) هنر بود و اصلاح کنستروکتیویسم یا «ساخت گرایی» ازهمین رهنمود ریشه گرفت.

اصیل ترین کار کنستروکتیویسم طرح بنای یادمان بین الملل سوم (Monument to the Third International) اثر ولادیمیر تاتلین بود، که اولین بار در سال 1920 م به نمایش گذاشته شد در این سال نمایشگاهی از درآمد ولی هرگز اجرا نشد.

برج انترناسیونال سوم- تاتلین

برج که قرار بود 396 متر ارتفاع داشته باشد، نماد قدرت

و آرمان های یک اتحاد جهانی بود. این طرح به صورت

یک سازه مارپیچی، به شکل یک خروط ناقص مورّب

با سه بدنه دوّار در حول محور مرکزی طراحی شده

بود (حرکت مارپیچی طرح، حرکتی لگاریتمی بود

که به حالت حلزونی و رو به بالا از دامنه ی آن کاسته

می شد) و روحیه کاملاً پیروزمندانه ساختارگرایی

تکنولوژی معاصر را نشان می داد. قاب مارپیچی

می بایست چهار تالار با دیوار شیشه ای در حال

چرخش را (با سرعت متفاوت) که کارکردهایی

متفاوت داشتند دربرگیرد. پایین ترین تالار که

قرار بود یکبار در سال بچرخد برای برگزاری

کنفرانس در نظر گرفته شده بود. تراز بعدی

به شکل هرمی خمیده هر ماه یکبار می چرخید

و به فعالیت های قوّه مجریه اختصاص داشت.

تراز سوم با نیم کره ای در بالای آن مرکز اطلاعات

را در برمی گرفت و روزی یکبار به دور خود می چرخید.

ده ستایل

در هلند جنبش نئوپلاستیسیسم (Neo Plasticism) در سال 1917م و همزمان با تاسیس مجله ده‌استیل(De Stijl) «سبک» بنیان گذاشته شد. این اصطلاح را پیت موندریان(Piet Mondrian) وضع نمود. وی با طرح نظریه نئوپلاستیسیسم تحول بزرگی در هنر انتزاعی به وجود آورد. موندریان معتقد بودکه هنر باید «طبیعت زدایی» شود. بدین معنی که باید از هر گونه رابطه بازنمودی و با اشیاء طبیعی و اجزای مربوط به آنها مستقل گردد و صرفاً بر عناصر انتزاعی تکیه کند. موندریان برای حصول این مقصود عناصر تشکیل دهنده یک کمپوزیسیون هنری را به خطوط مستقیم و زوایای قائم (یعنی رابطه های افقی و عمودی نسبت به چارچوب تابلو) و استفاده از سه رنگ اصلی (آبی ، قرمز و زرد ) و سیاه و خاکستری محدود ساخت.

موندریان

هنرمندان جنبش ده استیل به دنبال یافتن قوانین تعادل و هماهنگی بودند. آنها هر گونه بازنمایی را مردود می دانستند و عناصر هنری را با استفاده از خطوط راست زوایای قائم و رنگ های خالص پایه (آبی ، قرمز و زرد ) محدود می نمودند .

خانه شرودر عبارت است از لوله های فولادی ساده ای که به عنوان نرده به کار رفته اند.

خانه شرودر- ریتولد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.