or

بایگانی برچسب: ادبیات

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ظ

ظلم ماری است هر که پروردش                          اژدهایی شد و فرو بردش ظل ممدود خم زلف تو ام بر سر باد                     کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد ظالم ببمرد و قاعده زشت از او بماند-          …

ادامه...

    شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ط

    طبق قانون مصوب شده در چشمانت       باید یک عمر بمانند به در چشمانت حامد ابراهیمی طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی        صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست سعدی طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد          در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد نشاط اصفهانی طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم           یادش همه …

    ادامه...

      شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ص

      صبح روزی پشت در می آید و من نیستم        قصه ی دنیا به سر می آید و من نیستم میثم امانی صمنا با غم عشق تو چه تدبیر کنم         تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم حافظ صبر بر جور رقیب چه کنم گر نکنم؟        همه دانند که در صحبت گل خاری هست سعدی صبر بر درد، نه …

      ادامه...

        شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ش

        شب شد که شکوه ها زه دل تنگ بر کنیم            نالیم آنقدر که دلی را خبر کنیم طبیب اصفهانی شب فراق نداند که تا سحر چند است         مگر کسی که به زندان عشق در بند است سعدی شب که در بستم و مست از می نابش کردم         ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم فرخی یزدی شبی مجنون به …

        ادامه...

          شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف س

          ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟ حافظ سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی        چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی سعدی ساقیا آمدن عید مبارک بادت          وان مواعید که کردی مرود از یادت حافظ سالکی گفتا چه داری آرزو؟ گفتم، سکوت     معنی صد نکته را در یک سخن …

          ادامه...

            شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ز

            ز روزگار جوانی خبر چه می پرسی        چون برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت صائب تبریزی ز غفلت با تبه کاری به سر بردم جوانی را          کنون از زندگی سیرم نخواهم زندگانی را صائب تبریزی ز فراق چون نلالم، من دل شکسته چون نی؟           که بسوخت بندبندم ز حرارت جدایی عراقی ز کار هر که یک مشکل گشایی          به …

            ادامه...

              شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ر

              روزها فکر من اینست و همه شب سخنم       که چرا غافل از احوال دل خویشتنم مولانا راز دلت را مکن فاش به نامحرمان          در بر مامحرمان راز گشودن خطاست احمد کمالی   رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم          با دوست بگوییم که او محرم راز است حافظ   راستی آور که شوی رستگار            راستی از تو ظفر از کردگار …

              ادامه...

                شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف د

                دل همچو سنگت ای دوست به  آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی سعدی   دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟             طوطی صفتی طاقت اسرار نداری دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد   مولانا   دلی کز معرفت نور و صفا دید        به هر چیزی که دید …

                ادامه...

                  شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف خ

                  خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند      نصیب دشمن ما را نصیب ما نکند ادیب نیشابوری خدا گر ز حکمت ببندد دری     ز رحمت گشاید در دیگری سعدی خدا را بر آن بنده بخشایش است      که خلق از وجودش در آسایش است سعدی خدا آن ملتی را سروری داد      که تقدیرش بدست خویش بنوشت اقبال لاهوری خانه قرضدار هر جا …

                  ادامه...

                    شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ح

                    حالت سوخته را سوخته دل داند و بس        شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست توحید شیرازی   حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست           که آشنا سخن آشنا نگه دارد حافظ   حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد        زمانه را سند و دفتری و دیوانی است پروین اعتصامی   حرمت عاطفه با سنگ جدایی مشکن      می …

                    ادامه...