بایگانی/آرشیو برچسب ها : ادبیات

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ل

لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور      ور نه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست لذت اندر ترک لذت بود، ای آزادگان      ما گدایان ترک این لذت نمی دانسته ایم لطف حق با تو مدارا ها کند        چون که از حد بگذزد رسوا کند   لوتی تو برو لقمه ی خود گاز بزن          کم پشت سر …

فرهیخته گرامی برای مطالعه بیشتر راجب این گفتار و همچنین مطالب مرتبط بیشتر با این متن لطفا اینجا کلیک کنید...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف گ

گر مرد رهی میان خون باید رفت         از پای فتاده سرنگون باید رفت عطار نیشابوری گر نمی کوشی به درمانم به آزارم مکوش      مرهم دل نیستی، بر سینه پیکانی چرا؟ حمید سبزواری گر تو خواهی عزت دنیا و دین       عُزلتی از مردم دنیا گزین سهایی گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع      سخت می گیرد جهان با مردمان …

فرهیخته گرامی برای مطالعه بیشتر راجب این گفتار و همچنین مطالب مرتبط بیشتر با این متن لطفا اینجا کلیک کنید...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ک

کربلا به خون خود تپیدن است       جرعه جرعه مرگ را چشیدن است مرتضی امیری کار با جذبه ی عشق است عزیزان ور نه            بوی پیراهن یوسف گرهی بر باد است صائب تبریزی کار پاکان را قیاس از خود مگیر         گر چه ماند در نبشتن شیر شیر مولوی کاش می دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش       تا دریغ از چشم خود …

فرهیخته گرامی برای مطالعه بیشتر راجب این گفتار و همچنین مطالب مرتبط بیشتر با این متن لطفا اینجا کلیک کنید...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ق

قطره ای کز جویباری می رود      از پی انجام کاری می رود قدر و بهای مرد نه از جسم فربه است       بل قدر مردم از سخن و علم پر بهاست ناصر خسرو قرض است کارهای بدت نزد روزگار        یک روز اگر ز عمر تو ماند ادا کند شفایی کاشانی قضا رفت و قلم بنوشت فرمان         تو را جز صبر کردن …

فرهیخته گرامی برای مطالعه بیشتر راجب این گفتار و همچنین مطالب مرتبط بیشتر با این متن لطفا اینجا کلیک کنید...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ف

فرا موشم مکن چون من فراموشت نخواهم کرد تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد فارغی از قدر جوانی که چیست         تا نشوی پیر ندانی که چیست نظامی فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم         بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم حافظ فرزند بنده ای است خدا را، غمش مخور          تو کیستی …

فرهیخته گرامی برای مطالعه بیشتر راجب این گفتار و همچنین مطالب مرتبط بیشتر با این متن لطفا اینجا کلیک کنید...