or

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ز

ز روزگار جوانی خبر چه می پرسی        چون برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت صائب تبریزی ز غفلت با تبه کاری به سر بردم جوانی را          کنون از زندگی سیرم نخواهم زندگانی را صائب تبریزی ز فراق چون نلالم، من دل شکسته چون نی؟           که بسوخت بندبندم ز حرارت جدایی عراقی ز کار هر که یک مشکل گشایی          به …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ر

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم       که چرا غافل از احوال دل خویشتنم مولانا راز دلت را مکن فاش به نامحرمان          در بر مامحرمان راز گشودن خطاست احمد کمالی   رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم          با دوست بگوییم که او محرم راز است حافظ   راستی آور که شوی رستگار            راستی از تو ظفر از کردگار …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف د

دل همچو سنگت ای دوست به  آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی سعدی   دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟             طوطی صفتی طاقت اسرار نداری دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد   مولانا   دلی کز معرفت نور و صفا دید        به هر چیزی که دید …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف خ

خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند      نصیب دشمن ما را نصیب ما نکند ادیب نیشابوری خدا گر ز حکمت ببندد دری     ز رحمت گشاید در دیگری سعدی خدا را بر آن بنده بخشایش است      که خلق از وجودش در آسایش است سعدی خدا آن ملتی را سروری داد      که تقدیرش بدست خویش بنوشت اقبال لاهوری خانه قرضدار هر جا …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ح

حالت سوخته را سوخته دل داند و بس        شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست توحید شیرازی   حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست           که آشنا سخن آشنا نگه دارد حافظ   حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد        زمانه را سند و دفتری و دیوانی است پروین اعتصامی   حرمت عاطفه با سنگ جدایی مشکن      می …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف چ

چرا نمی شود بگویم از شما؟ علامت سوال       نمی شود بگویم از شما چرا؟ علامت سوال مریم آریان چادر سیاه روی سرت، مثل اینکه … آه       مهتاب می شوی وسط یک شب سیاه علی رضا ازادی چقدر خسته ام از این دقیقه های پاپتی        از امتداد خسته ی کلاف بی عدالتی سمیه آقایی چو شب به راه تو ماندم که …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ج

جان بی  علم بی نوا باشد         مرغ بی پر نه بر هوا باشد سنایی   جان خوشست اما نمی خواهم که جان گویم تو را    خواهم از جان خوشتری یابم که آن گویم تو را هلالی جغتایی   جانم بگیر و صحبت جانانه ام بخش       کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست هوشنگ ابتهاج   جانی که خلاص …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ث

ثوابت باشد ای دارای خرمن          اگر رحمی کنی بر خوشه چینی ثواب روزه و حج قبول آن کس برد          که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد حافظ ثمری گر ندهد آه فغان خواهد داد           اثری گر نکند ناله دعا خواهم کرد     ثلث دین من دیده یار است       عاشقم من٬ دین بسیار است …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ت

تو طاعت حق کنی به امید بهشت    نه نه تو نه عاشقی که مزدوری تو شیخ بهایی تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم تبسمی کن و جان بین که همی سپرم   حافظ   تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده          بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده   ضمیری   تا به فراق خو کنم صبر من …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف پ

پرتو عمر چراغی ست که در بزم وجود          به نسیم مژه بر هم زدنی، خاموش است سایر مشهدی   پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق       هر کسی لایق آن نیست که بردار شود شالبافان   پرخاش که از هر دهنی تلخ چو زهر است       چون از لب شیرین تو افتاد شکر شد ابوالحسن ورزی   …

ادامه مطلب...