or

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ک

کربلا به خون خود تپیدن است       جرعه جرعه مرگ را چشیدن است مرتضی امیری کار با جذبه ی عشق است عزیزان ور نه            بوی پیراهن یوسف گرهی بر باد است صائب تبریزی کار پاکان را قیاس از خود مگیر         گر چه ماند در نبشتن شیر شیر مولوی کاش می دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش       تا دریغ از چشم خود …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ق

قطره ای کز جویباری می رود      از پی انجام کاری می رود قدر و بهای مرد نه از جسم فربه است       بل قدر مردم از سخن و علم پر بهاست ناصر خسرو قرض است کارهای بدت نزد روزگار        یک روز اگر ز عمر تو ماند ادا کند شفایی کاشانی قضا رفت و قلم بنوشت فرمان         تو را جز صبر کردن …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ف

فرا موشم مکن چون من فراموشت نخواهم کرد تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد فارغی از قدر جوانی که چیست         تا نشوی پیر ندانی که چیست نظامی فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم         بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم حافظ فرزند بنده ای است خدا را، غمش مخور          تو کیستی …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف غ

غافل از مور مشو گرچه سلیمان باشی          که ز هر ذره به درگاه خدا راه بود صائب تبریزی غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد       خواندم افسانه ی شیرین و به خوابش کردم فرخی یزدی غلط است این که گویند به دل رهست دل را        دل من ز غصه خون شد، دل تو خبر ندارد عرضی شیرازی غم …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ع

عمرت تا به کی به خود پرستی گذرد          یا در پی هستی و نیستی گذرد خیام نیشابوری علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را          که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را شهریار عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود        مجنون از آستانه ی لیلی کجا رود؟ عقربه باز پشت دستم را می گزد …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ظ

ظلم ماری است هر که پروردش                          اژدهایی شد و فرو بردش ظل ممدود خم زلف تو ام بر سر باد                     کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد ظالم ببمرد و قاعده زشت از او بماند-          …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ط

طبق قانون مصوب شده در چشمانت       باید یک عمر بمانند به در چشمانت حامد ابراهیمی طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی        صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست سعدی طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد          در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد نشاط اصفهانی طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم           یادش همه …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ص

صبح روزی پشت در می آید و من نیستم        قصه ی دنیا به سر می آید و من نیستم میثم امانی صمنا با غم عشق تو چه تدبیر کنم         تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم حافظ صبر بر جور رقیب چه کنم گر نکنم؟        همه دانند که در صحبت گل خاری هست سعدی صبر بر درد، نه …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف ش

شب شد که شکوه ها زه دل تنگ بر کنیم            نالیم آنقدر که دلی را خبر کنیم طبیب اصفهانی شب فراق نداند که تا سحر چند است         مگر کسی که به زندان عشق در بند است سعدی شب که در بستم و مست از می نابش کردم         ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم فرخی یزدی شبی مجنون به …

ادامه مطلب...

شعر بازی – راهنمای اشعار برای مشاعره – شروع بیت با حرف س

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟ حافظ سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی        چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی سعدی ساقیا آمدن عید مبارک بادت          وان مواعید که کردی مرود از یادت حافظ سالکی گفتا چه داری آرزو؟ گفتم، سکوت     معنی صد نکته را در یک سخن …

ادامه مطلب...