کارآفرینی اجتماعی – بخش چهارم (بخش پایانی)

مراحل فرایند کارآفرینی اجتماعی :

فعالیتهای کار آفرینی مانند هر فعالیت دیگری دارای فرایندی است .

همان طور که در جدول 1 می بینید ،این مراحل شامل :

مرحله اول خلق ایده می باشد در اکثر موارد یک ایده برگرفته از یک نیاز فعلی است یا می تواند ناشی از یک نیاز آتی باشد

مرحله دوم مطالعه یک ایده است . این مرحله نیازمند روش طوفان فکری است اگر چه این ایده می تواند تفکر یا ابتکار هر فردی باشد اما تمام اعضای تیم مدیریتی در تمام مراحل فعالانه شرکت می کنند.

مرحله سوم نیازمند حمایت متخصصان حرفه ای همچون حسابداران و وکلا پژوهشگران بازاریابان و غیره می باشد .

 

جدول 1:مراحل فرایند کارآفرینی

مرحله اول : توسعه یک ایده جدید یا گسترش ایده ای قدیمی

 

مرحله دوم : مطالعه و بررسی ایده ها

 

مرحله سوم : آماده کردن یک طرح شغلی طرح بازاریابی و امکان سنجی

 

مرحله چهار : جست و جوی منابع مالی

 

 
مرحله پنج : اجرای طرحها

 

 

سیکس در سال 1999 میلادی فرایندی سه مرحله ای برای کارآفرینان اجتماعی مشخص نموده و تامپسون نیز یک مرحله به آن اضافه کرده است :

1 – ایجاد بینش: روشن و شفاف کردن یک نیاز شکاف و فرصت

2 – درگیر شوندگی : انطباق فرصت با فکر برای انجام کاری راجع به آن

3 – توانا سازی : اطمینان از حصول به وسیله به دست آوردن منابع ضروری همچون افراد پول و غیره

4 – به اجرا درآوردن : وارد عرصه عمل شدن و هدایت پروژه برای نتیجه رضایت بخش

( Thompson.2002.p.4 )

کارآفرین اجتماعی : یافته های تحقیقی جدید

این مبحث خاص در باره کارآفرینی اجتماعی توجه فزاینده ای را در این حوزه ای که به تازگی تعریف شده به خود جلب کرده است سازمان های چند وجهی همچون بانک جهانی به دنبال ارتقاء نقش کارآفرینان اجتماعی در هر بعد کشور های توسعه یافته و در حال توسعه می باشد .

کنفرانسها در ابعاد جهانی به بررسی این موضوع می پردازند . NGOs به طور فزاینده ای در پی توسعه برنامه های خود می باشند تا نیازهای کارآفرینان اجنتماعی را برآورده نمایند

بعضی از دانشگاهای برتر همچون Harvard  و Stanford منابع قابل توجهی به این موضوع اختصاص داده اند و تلاشهایی در جهت توسعه برنامه های مورد نظر از طریق مجلات و بورسیه در این زمینه انجام داده اند .

اعتقاد بر این است که کارآفرینی اجتماعی ضروری است چرا که به طور فزاینده ای سازمانهای غیر دولتی ( NGOs ) سازمانهای غیر انتفاعی ( NPOs ) موسسات کارآفرینانه دولتها و آژانسها ( کارگذاریها ) عمومی و همگانی در حال به رسمیت شناختن اهمیت و استراتژیک کارآفرینی اجتماعی در جهت ارائه خدمات رقابتی در کلاس جهانی می باشند.

پیرو این اشتیاق اخیر مدعیان هم اکنون به شدت متمایل به شناسایی تکنیکها و شیوه هایی برای مدیریت ارائه خدمات می باشند .

به ویژه سیاست گذاران رهنمودهای کمی دارند و تشخیص می دهند که دست نامرئی دائما شکست می خورد برای دفاع از خودش در روشهای بسیار سود آور از لحاظ اجتماعی . یک از بزرگترین نگرانی ها در شناسایی زمینه جدید موضوع تعاریف است .

دانشمندان کارآفرینی اجتماعی رخدادهایی را در دامنه ای از شرائط متفاوت شناسایی کرده اند در جایی که دلالتهای از جهت استراتژیک ممکن است در جهت داشتن تایید قابل توجه روی جامعه مورد انتظار باشد بعضیها این مفهوم را برای شرکتهای کارآفرینانه همچون سازمانهای غیر انتفاعی و بخش عمومی به کار می برند در حالی که دیگران محدودیتهای اضافی وضع می کنند با دست یابی به هر دوبعد جهانی  سازی و افزایش سهولت دسترسی به اینترنت کارآفرینان اجتماعی در حال دست یابی به شهرت زیادی در نتیجه وسایلی هستند که به افراد و شرکتها در تطبیق با شرایط جدید کمک می کند و به همان نسبت در ارتقاء توسعه اقتصادی کمک می کنند .

در ادبیات آکادمیک کارآفرین اجتماعی موضوع نوظهوری است که به شدت در حال جذب علاقه محققان سیاست گذاران و شاغلها ( کارورزان ) می باشد .

عناوین زیر مجموعه مرتبط با موضوع کارآفرینی اجتماعی شامل بازار یابی اجتماعی مدیریت استراتژیک منابع انسانی یاد گیری سازمانی رهبری و کارآفرینی درون سازمانی می باشد که در هر دو بخش غیر انتفاعی و عمومی واقع می شود.

تمایل ما در این موضوع نزدیک به یک دهه پیش در Academy of Management   شروع شد .جایی که هسته گروه دانشمندان بین المللی شکل گرفت بسیاری از آنها با بخش کارآفرینی در ارتباط بودند آنها شروع به برگذاری نشست حل موضوعهای مربوط به کارآفرینی اجتماعی کردند کاوشهای ما نشان داد که سهام داران شرکای در کارآفرینی اجتماعی شامل رهبرند  اجتماع ( جامعه) رهبران در سازمانهای غیر انتفاعی مصرف کنندگان کاربران و رهبران سازمانی ( نهادی ) و کارآفرینانی که در میان جوامع خویش به کار آفرینی نائل می شوند . در شکل زیر مدلی دیده می شود که ابعاد کارآفرینی اجتماعی را بیان می کند.این ابعاد شامل :

          مدیریت ریسک

–          بیش فعال بودن

–          نوآوری

که ابعاد زیر آن ها را در بر می گیرد :

–          بصیرت اجتماعی

–          محیط بیرونی

–          پایداری

 

نتایج :

پیشنهاد این متن – با درک انعطاف مناسب –  این است که کارآفرینی اجتماعی در جایی به کار می رود که تعدادی از افراد یا گروهها : ( 1 ) هدفگیری می کنند به سمت ایجاد ارزش اجتماعی  ( یا) لااقل در روشی بر جسته ( 2  ) نشان می دهد ظرفیتی را برای تشحیص و کسب مزیت از فرصتها برای خلق آن ارزش ( رویایی بودن)  ( 3 ) به کار گرفتن و نوآوری در طیفی از یک طرف کاملا اختراعی و ابتکاری تا انطباق با هر چیز نوظهور در ایجاد یا توزیع ارزش اجتماعی ( 4 ) تمایل برای قبول یک درجه با لا تر از میانگین برای ریسک در ایجاد و توزیع ارزش اجتماعی وجود دارد . ( 5 )  به طور فوق العاده به طور نسبی با دارایی کم در پی گیری فعالیت اجتماعی پر ریسک خویش و رسیدن به اهداف خود و در نهایت اهداف جامعه موفق هستند .

این ها مهمترین معیارها می باشد که به طور مفهومی، آن برای تشخیص و تمیز دادن درک  جامعه  برای پدیده پیچیده فعالیت سازمانی و رهبری آن نسبت به کسب اهداف اجتماعی به کار می رود . کارآفرینی اجتماعی مفهوم جدیدی در جامعه ما می باشد و راه زیادی برای طی طریق و رسیدن به مقصود وجود دارد امید است که پژوهشگران این مرز و بوم به این مقوله که برای توسعه و اعتلای کشور اسلامی ما ضروری است توجه کافی مبذول دارند و به بررسی کارآفرینان اجتماعی در ایران بپردازند و تبیین مدلی بومی در این حیطه داشته باشند.

 

سه برداشت مختلف از كارآفريني

در سالهاي اخير موج جديدي در مورد مفهوم كارآفريني (Entrepreneurship) و توسعه آن در حال انتشار و شكل گيري است و افراد در جامعه از زواياي گوناگون برداشت هاي متفاوت خود را اشاعه و ابراز مي دارند از آنجا كه مطرح شدن صحيح مباحث نظري و كاربردهاي آن در جامعه از اهميت فوق العاده اي برخوردار است، اين مقاله سعي در روشن شدن مفاهيم صحيح كارآفريني دارد.
رويكرد اول: كارآفريني مترادف اشتغال (Employment)
اساسا مفهوم كارآفريني در ادبيات عامه و حتي نظري ايران جايگاه خاصي ندارد،  بدان معنا كه چنانچه كارآفريني را شغل تصور كنيم و فردي را بيابيم كه به دنبال روياهاي آينده خود باشد و از او بپرسيم قصد داري چه شغلي را در آينده براي خود تعيين كني، پاسخ هايي غير از شغل كارآفريني، از قبيل معلم ، مهندس ، شغل آزاد ، كاسب ، دكتر ، هنرپيشه ، ورزشكار ، فوتباليست را مي شنويم.
به تعبير ديگر در سبد آرزوهاي شغلي ما كارآفريني جايگاهي ندارد. به همين دليل است كه حتي در قصه هاي ما از آرزويي بنام كارآفرين شدن خبري نيست.
بنابراين وقتي در جامعه از مردم سئوال مي كنيم كارآفرين يعني چه؟ بهترين و نزديك ترين حدس آنها مسئله آفرينش كار ، ايجاد كار و اشتغال مطرح مي شود، طبيعي است اين برداشت بدون آشنايي و مطالعه و ريشه يابي لغوي انجام مي گيرد و حتي افراد از خود سئوال نمي كنند ريشه اين لغت در فارسي، در ادبيات اقتصادي و يا ادبيات نظري چه جايگاهي دارد و از كجا آمده است. شاهد مدعا كه از ميان سخنراني هاي حتي رياست محترم جمهور، وزراء محترم و معاونين آنها در سمينارها و مناسبت هاي مختلف چنين مستفاد مي گردد كه كارآفريني يعني ايجاد اشتغال يا حتي از سخنان شخصيتهاي مختلف در همايش كارآفريني كشورهاي مسلمان و حتي كارآفريني و ورزش چنين برداشت مي شود.
در نتيجه اولين برداشت ناصحيح از مفهوم كارآفريني مترادف دانستن آن با اشتغال است.
رويكرد دوم – كارآفريني و كسب و كار Business
همانگونه كه مطلع هستيد چندي پيش همايش كارآفرينان مسلمان در ايران تشكيل گرديد. به عنوان سمينار و محتوايي كه ملاحظه مي نمائيم، مشاهده مي گردد نام سمينار «همايش كارآفريني در كشورهاي اسلامي» (Islamic Business Fourm) است.
اما چرا اين سمينار را همايش كارآفرينان مسلمان ناميده اند، خود جاي تأمل دارد. آيا اين عنوان كاملا نامربوط است؟ پاسخ منفي است در واقع در رويكرد ديگري برداشت جامعه از كارآفريني مترادف كسب و كار و بازرگاني است. به همين دليل هم اكثر دعوت شدگان از تجار هستند و سخنرانان مباحثي در خصوص توسعه و كسب و كارهاي في مابين و تجارت و نقش دولت را در دستور كار قرار داده اند براي تحليل بيشتر باز هم مراجعه شود به برنامه هاي همايش.
رويكرد سوم كارآفريني يعني كسب و كارهاي نوآورانه (Innovation)
اساسا با مرور بر ادبيات كارآفريني اين واژه اولين بار توسط فرانسويان واقتصاددانان قرن ۱۸ به ويژه فردي بنام «ريچارد كانتيلون» مطرح شد. در آن زمان خريد و فروش معمولي توسط افراد را علي الخصوص هنگامي كه خريدي به قيمت مناسب انجام مي گرفت را كارآفريني مي ناميدند همچنين در گذشته كارفرمايان نظامي مشغول فعاليت را كارآفرين خطاب مي كردند.
اما از نظر لغوي كلمه Entrepreneur (كارآفرين) در زبان انگليسي به معناي زير بار رفتن و متعهد شدن است (معادل To under take) انسانها از دوران غارنشيني تاكنون بدنبال پاسخ يك سئوال اساسي بوده اند و آن اينكه عامل تغيير change agent چيست؟ در جستجو براي يافتن پاسخ دلايل موفقيت يك فرد از فرد ديگر را در كاركردها و وظايف، ويژگي هاي شخصيتي و يا زمينه هاي ظهور و بروز فرد موفق و ناموفق مورد بررسي قرار گرفته اند و در واقع اقتصاددانان، روانشناسان و جامعه شناسان از نقطه نظر مكاتب متفاوت به كنكاش اين موضوع پرداخته اند و اتفاقا تا بحال نيز تعريف واحدي كه مورد وفاق همگان باشد مشاهده نگرديده است.
نگارنده اين سطور تعريفي را بعنوان يك تعريف جامع ارائه مي نمايد كه بنظر مي رسد بسيار مورد اتفاق نظر باشد كارآفرين فردي است كه داراي ايده ها و افكار جديد است و از طريق فرآيند ايجاد كسب و كار (ايجاد يك شركت مجازي، كسب و كار در منزل، كسب و كار كوچك به بزرگ دولتي يا خصوصي…) كه توام با مخاطره مالي و اجتماعي (ريسك مالي و آبروئي) است محصول و خدمت جديد در بازار معرفي و ارائه مي نمايد. ملاحظه مي گردد كه كارآفرين داراي سه وجه غالب است: ۱) خلاقيت و قدرت تشخيص فرصت ۲) توانايي ايجاد كسب و كار و ۳) ارائه محصول و خدمت جديد.
سئوال اين است كه طبق چنين تعريفي آيا كارآفرين مدير است يا مخترع؟ سرمايه گذار يا هيچ كدام؟ و يا از هر كدام از سه شغل فوق ويژگي هايي را دارا مي باشد؟
بنظر مي رسد كارآفرين هم مدير است،  هم مخترع و هم سرمايه گذار.
به تعبير ديگر اگر در جامعه ما در شرايط فعلي كسي كارخانه داشته باشد به او چه اطلاق مي نمائيم كارخانه دار، سرمايه دار، توليد ي دار و غيره؟ (گاهي اوقات اين فرد را زالوصفت نيز خطاب مي كنند!)
معلوم مي شود كه اگر فردي در جامعه مبادرت به ايجاد و كسب وكار كند واژه اي در شان او نداريم. در واقع كارآفريني دو وجه دارد، يك وجه فردي كه كسب و كار جديدي در جامعه معرفي مي نمايد و پيشگام توسعه و اصطلاحا لكوموتيوران توسعه است و وجه ديگر اينكه اصولا هر فردي كه جوياي كسب و كار مستقل و جوياي استخدام شدن نيست و براي خود كسب و كاري راه اندازي مي نمايد، چه خدماتي، چه توليدي چه بازرگاني (تجاري)، چه هنري (فرهنگي) و غيره، اما كسب و كاري ايجاد مي نمايد كه منجر به ايجاد كسب و كار توليد ثروت و خلق ارزش مي شود، او را كارآفرين مي ناميم. بنابراين كارآفرينان از اين جهت موتور توسعه ناميده مي شوند كه خود آغازگر كسب و كارها هستند و با نوآوري خود فرصتهاي جديد در بازار و تكنولوژيهاي جديدي همراه خود مي آورند و به جامعه معرفي مي نمايند و آن طرف ديگر كسب و كارهاي كوچك و متوسط كه بيشتر از يك نفر را بكارگيري مي نمايند چه اين كسب و كار در منزل باشد چه بصورت ايجاد شركت مجازي يا به شكل ايجاد شركت كوچك و متوسط، كارآفرين ناميده مي شود.
پس دستاورد مهم كارآفريني در جامعه براي سياست گذاران ايجاد اشتغال و ايجاد ثروت Wealth (رفاه) است بدين معنا كه چنانچه در جامعه در جستجوي حل مشكل اشتغال و ايجاد رفاه و عدالت اجتماعي باشيم بايستي دولتها در زمينه هاي گوناگون ساز و كارهايي فراهم نمايند كه مردم تشويق به ايجاد كسب و كارها و شركت ها را داشته باشند آنهم در تمامي حوزه ها، بدين معنا كه امروزه جامعه اي را كارآفرين مي نامند كه هر ساله بيش از پيش قدرت ايجاد كسب و كارهاي گوناگون يا بهبود، رشد و نوگرايي در وضع فعلي را از خود نشان دهد.
جان كلام اينكه كارآفريني فرايندي است كه از رئيس جمهور يك جامعه گرفته تا سياست گذاران و قانون گذاران، مجريان، بنگاه ها، دانشگاهها، آموزش و پرورش و قانونها را در بر مي گيرد. استراتژي هاي بسط و توسعه كارآفريني فراگير بوده و منحصر به بخش خصوصي نيستند بلكه متعلق به كل جامعه تلقي مي شوند

 

منابع :

  • مقیمی ، محمد ؛ کارآفرینی در نهاد های جامعه مدنی : پژوهشی در سازمان های غیر دولتی : NGOs؛ ایران، تهران : دانشگاه تهران ، موسسه انتشارات و چاپ ،زمستان 1383
  • نوید فر، محمد حجت ؛کارآفرینی اجتماعی؛ کارآفرینی تطبیقی : مقالات منتخب سمینار ، پژوهشگران مرکز کارآفرینی پردیس قم دانشگاه تهران ؛انتشارات اعلام التقی ؛چاپ اول 1384
  • مقیمی ،محمد؛عوامل موثر در کارآفرینی سازمانی در سازمان های بخش خدمات اجتماعی و فرهنگی دولت ایران ؛ فرهنگ مدیریت، سال دوم ،شماره هفتم ، زمستان 1383

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.