دانلود پژوهش بررسی روابط بین فقر خانواده و سلامت روان دانش آموزان


علوم تربیتی مشاوره وراهنمایی

بررسی روابط بین فقر  خانواده و سلامت روان دانش آموزان دوره متوسطه  دخترانه شهرستان خوی

1-1)- مقدمه

یکی از مشغله های اصلی بشریت در تمام دوران ، توانا ساختن نسل آینده در اداره امور خویش و سپردن میراث فرهنگی بوده است . قسمت اعظم این وظیفه ، در ابتدا توسط خانواده انجام می شد . همزمان با گسترش جوامع و تقسیم کار اجتماعی و افتصادی وظیفه تعلیم و تربیت به نهاد آموزش و پرورش محول گردید .این نهاد به طور رسمی عهده دار این امر گشت تا بر اساس اصول و اهداف مورد قبول جامعه ، توانایی ها و استعدادهای کودکان و نوجوانان را شناسایی نماید و به منظور اجتماعی شدن و به عهده گرفتن مسئولیت های آتی تعالیم لازم را به آنان بیاموزد .

امروزه دیدگاه مردم در مورد آموزش و پرورش به گونه ای است که استفاده از امکانات تربیتی جامعه را حق طبیعی و مسلم خود می دانند . دلیل عمده این امر آن است که تعلیم و تربیت با سرنوشت انسان در زندگی آینده پیوند خورده است .در عصر حاضر بسیاری از امکانات مادی و نیروهای انسانی در خدمت تعلیم و تربیت قرار گرفته است .همچنین تعلیم و تربیت در بسیاری از جوامع یک سرمایه گذاری بلند مدت محسوب می شود.که به بهای چشم پوشیدن و صرف نظر کردن از رشد کوتاه مدت دیگر امکانات جامعه حاصل می شود .بنابراین اگر تعلیم و تربیت نتواند نیروهای انسانی تحت آموزش خود را در قالب انواع تخصص ها و مهارتهای مکمل و مورد لزوم جامعه درآورد و بدین ترتیب نتواند به ایفای نقش خود در زمینه شکوفایی جامعه بپردازد ،در واقع باید گفت که این امکانات و نیروها به هدر رفته است .لذا تفکر عاقلانه حکم می کند که سرمایه ها و نیروهای به کار گرفته شده در تعلیم و تربیت به گونه ای برنامه ریزی و سازماندهی شود تابتواند به اهداف مورد نظر خویش دست پیدا کند .

کودکان و نوجوانان در دوران تحصیل، نگرش مثبت یا منفی نسبت به خود و محیط پیرامون بدست می آورند این مسأله به مقدار زیاد به تجارب موفق یا ناموفق دانش آموزان در دوران تحصیل بستگی دارد . آنها در مدرسه در مسیر رشد و بالندگی قرار می گیرند .در حقیقت در طول بهترین سالهای عمرخود با عوامل مختلف مؤثر بر تحول شناختی ،عاطفی و اجتماعی به کنش متقابل می پردازند .آنها با پیشرفت در تحصیلات و افزایش میزان یادگیری علاوه بر رشد علمی به سلامت روانی نیز دست پیدا می کنند .بر عکس در صورت عدم موفقیت تحصیلی و فشارهای روانی ناشی از آن ،بهداشت روانی شان برهم خورده و بدین گونه خسارتهایی متوجه آنها و جامعه می شود .

کودکانی که متعلق به خانواده هایی با پایگاه اقتصادی و اجتماعی فوق العاده پائین بوده و تواماً با فقر اقتصادی و فرهنگی مواجه اند ،از انگیزه تحصیلی بسیار پائین برخوردارند .از سوی دیگر در کنار فقر فرهنگی و محرومیتهای محیطی ،شرایط اقتصادی – اجتماعی حاکم بر جامعه نیز در چگونگی تبلور انگیزه های رشد و پیشرفت یا افت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارد .وضعیت اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی خانواده در نظام ارزشها به ویژه در روش تربیت فرزندان تأثیر می گذارد . در بعضی از خانواده ها پیشرفت کودکان در امر تحصیل به عنوان یکی از ارزشهای مهم تلقی می شود . این گونه خانواده ها برای پیشرفت فرزندان خود اهمیت زیادی قائل هستن .

آنان اغلب با مدرسه و معلم و فرزندان خود در ارتباطند .ولی اعضای طبقه کارگر ارزش پائین تری برای آموزش و پرورش قائل هستند همچنین آنها تأکید کمتری بر آموزش رسمی دارند و آن را وسیله ای برای پیشرفت شخصی قلمداد نمی کنند.

 

 2-1(– بیان مسأله

قانون توازن بر همه ی عالم از جمله انسان ها حکمرانی می کند. این قانون می خواهد تا آدمی با جان و روان خویش در راه تعادل گام بردارد و آنچه را که لازمه ی زندگی است به او ارزانی داشته ولی از آنجایی که فقر؛” یعنی فقدان ضروریات زندگی و معاش ” باعث از بین رفتن این یکسانی و توازن می شود و به آدمی زیان می رساند و از سلامت روان فرد را به مخاطره می اندازد، بدیهی است که باید توجه بیشتری به آن داشته باشیم.

امروزه در جهان نه تنها از تعداد فقرا کاسته نشده بلکه طبق آمارهای ارائه شده، روز به روز در حال افزایش است و منشأ بسیاری از مشکلات اساسی بشر می باشد.از جمله: اختلال در شخصیت فردی و اجتماعی، اختلال در تفکر، ضعف جسمی، فروپاشی نیروهای روحی و احساسی، بیسوادی، بزهکاری که ناشی از عدم آموزش و پرورش صحیح می باشد.  … و دهها مسأله ی دیگر که از نظر ها دور مانده است.

“موضوع سلامت روان، شاخه ای از علم گسترده تر بهداشت روان است. با وجود بررسی های انجام گرفته مشخص شده که با مواردی از جمله پیشگیری از اختلال های روانی وحفظ شیوه های بهینه زندگی و بهداشت عاطفی سروکار دارد وفرآیندی همیشگی است که از بدو تولد تا هنگام مرگ ادامه می یابد و با اهدافی چون شکوفائی توان بالقوه ،شادکامی ، رشدو تحول هماهنگ و زندگی مؤثر و کارآمد، سعی می کند راهی برای جلو گیری از بروز اختلالات روانی داشته باشد و بتواند محیطی مؤثر و کارآمد برای زندگی انسان ها مهیا کند.”

تا به امروز عوامل فراوانی بعنوان فاکتورهای خطرآفرین در سلامت روان مطرح شده اند. از جمله عوامل محیطی که شامل عامل هایی چون آلودگی، سروصدا، ازدحام و معماری

است و عوامل شخصی مانند: فقدان مهار شخصی و عوامل اجتماعی مانند: تأثیر همسالان ،تبعیض و دهها مسئله دیگر که بعنوان فاکتورهای خطرسازی مطرح اند که سلامت روان فرد و جامعه را تهدید می کند.

بعنوان مثال همه روزه مسائلی مانند: اعتیاد به مواد مخدر، بیماریها، بزهکاری و جرم و جنایت در روزنامه ها و اخبار منعکس می شود و به بررسی جوانب مختلف و راههای درمان اینگونه مسائل پرداخته می شود و همواره گفته می شود که اینها ازجمله مسائلی است که سلامت روان فرد و جامعه را به خطر می اندازد و مدت ها درباره آن بحث و بررسی شده، مقاله ها و سمینارها و پژوهش های مختلفی در این زمینه ها ارائه می شود و در نتیجه این فاکتور ها را به عنوان عواملی تأثیر گذار بر سلامت روان مطرح  می کنند. چه مانعی دارد که ما نیز همین گونه پیرامون فقر و دخالت آن در سلامت روان بیاندیشیم ؟ آیا امروزه در ردیابی بسیاری از موضوعات مرتبط ،به خصوص در روزنامه ها و مجله ها ، نهایتاً به موضوع فقر و محرومیت در زندگی فردی و اجتماعی برنمی خوریم؟

اکنون فقر به عنوان یکی از عوامل اصلی در سلامت روان جهانی مطرح است . دانیل گلمن میگوید: “این فقط یک پدیده امریکایی نیست، بلکه مسأله ای جهانی است .رقابت جهانی برای پایین آوردن دستمزد کارگران، فشاری اقتصادی به بار می آورد که به خانواده ها منتقل می شود، از جهانی صبحت می کنیم که در آن والدین به واسطه فشار مالی ناگزیرند تا ساعت های طولانی کار کنند ودر این صورت ناچارند فرزندان خود را به حال خویش رها کنند یا

از تلویزیون به عنوان پرستار بچه استفاده کنند؛ زمانی که بیش از هر وقت دیگر کودکان در فقر بزرگ میشوند.״

درست است که مسئله فقر و اثرات آن از پیچیدگی مخصوص به خود برخوردار است، اما این پیچیدگی نمی تواند دلیلی باشد تا ما آن را به صورت بسیار کم رنگ و حاشیه ای مطرح کنیم، با آنکه موضوع فقر بسیار اساسی و مهم به نظر می رسد و ما همواره شاهد حضور فقیران در جامعه و له شدن انان در زیر بار مسئولیت های زندگی بوده ایم اما با این حال از این نکته غافلیم که فقر، مانع پیوند صحیح فرد با اجتماع می شود. چنین فردی به دلیل اینکه خود را فاقد قدرت و توانایی لازم برای حضور در نهایت به فردی گوشه گیر و منزوی تبدیل می شود.

“فقر به خودی خود لطمات عاطفی جدی بر کودکان وارد می آورد: در سن پنج سالگی کودکان فقیرتر از سایر همسالان خود هراسان تر، مضطرب تر، و غمگین تراندو مشکلات رفتاری بیشتری از قبیل کج خلقی های مکرر و خرابکاری دارند، و این روند تا سنین نوجوانی ادامه می یابد. فشار فقر، زندگی خانواده را تباه می کند: والدین خانواده های فقیر عواطف خود را کمتر ابراز می کنند، مادران (که معمولاً تنها و بیکار هستند) افسرده تراند و در بین انها از تنبیه های شدید مانند فریاد کشیدن ، کتک زدن و تهدیدهای جسمانی بیشتر استفاده می شود.”

اینها به علاوه پیامدهای دیگری که در طول قرن ها، جوامع مختلف بشری با آن دست به گریبان بوده اند، نتایج ناخوشایندی از مسئله فقر است؛ که کم و بیش مورد توجه روانشناسی معاصر قرار گرفته است.

از همین رو دراین پژوهش و بررسی رابطه فقر خانواده و سلامت روان  در دانش اموزان مقطع دبیرستان( تحت پوشش و یا کم درآمد که از لحاظ معیارهای تعیین شده که از سوی کمیته امداد جزء خانواده های فقیر محسوب می شوند). شهرستان خوی و همچنین مقایس آن با دانش اموزان مقطع دبیرستان در سطح نرم جامعه( افرادیکه از لحاظ اقتصادی در رفاه نسبی قرار دارند) پرداخنه می شود.

 

  3-1(– اهمیت وضرورت انجام تحقیق

رشد و تکامل انسان و رسیدن به مراتب عالی چه از لحاظ معنوی و چه مادی به دو امر مهم وابسته است:

1-استعداد و ویژگی های خاصی که خداوند در وجود هر انسانی، بر اساس نیازمندی ها و ظرفیت های وجودی او جهت رسیدن به اهداف آفرینش که همان رشد و شکوفائی می باشد قرار داده و انسان باید در جهت رسیدن به این استعدادها نهایت تلاش و کوشش خود را بنماید.(جنبه فردی)

2-دیگری شرایط موجود در اجتماع، یعنی امکانات و وسایلی که جهت رسیدن به این اهداف و شکوفا کردن این استعدادها ضروری است. (ر.ک،آرام،1376)پس همچنان که می دانیم نیروهایی به صورت بالقوه در وجود آدمیان نهفته است که باید شرایط و امکانات جهت به فعل در امدن آنها مهیا شود وگرنه باعث میشود این نیروها بصورت پنهان در وجود انسان ها باقی بمانند و شرایط بروز و ظهور نیابند، و سلامت روان فرد را دچار آسیب های جدی بنمایند.

به همان اندازه که سلامت روان ، در روانشناسی اهمیت دارد، شناسایی عوامل مؤثر بر این موضوع نیز دارای اهمیت است. پزوهشگران همواره برای جنبه های مختلف فردی در ایجاد سلامت روانی اهمیت قائل بوده و مسئولان امور در بیشتر کشورها- بویژه در کشورهای پیشرفته برای رسیدن به این هدف از راهکارهایی چون ارتقاء سطح آموزش سلامت روان، گسترش امکانات و درمان بالینی جوامع به اصطلاح پیشرفته بصورتی ناباورانه از فقدان سلامت روانی رنج می برند. باوجود آموزشهایی که در زمینه ایجاد سلامت روان صورت گرفته است ما هنوز نظاره گر افزایش مسائلی مانند: استرس، افسردگی، عدم سلامت جسمانی و عدم کارکرد صحیح فرد و خانواده در سطح جامعه هستیم. هرچند تا به امروز تعریف های گوناگونی در مورد سلامت روان توسط روانشناسان ارائه شده و اختلاف نظرهائی در این زمینه وجود داشته، ولی بطور کلی می توان گفت: شکوفائی استعدادها و توانائی های بالقوه فرد جهت رسیدن به خودشکوفائی و فراهم کردن محیطی کارآ ،جهت ایجاد زندگی بهتر و بانشاط تر می باشد.(ر.ک.شاهی1379) به همین جهت این مسئله ما را بر آن می دارد که تحقیقی در زمینه بافت اجتماعی مؤثر در سلامت روان داشته باشیم.

به عنوان نمونه، بلنی(1986) : بررسی هیجان را – که از موضوعات روانشناسی معاصر است – تابع موقعیت های مرزی و تا حد زیادی وابسته به بافت( زمینه مورد مطالعه ) می داند. پاره ای از روانشناسان در تحقیقات اجتماعی- شناختی خود گفته اند حساسیت به بافت یک، قاعده است نه یک استثنا.                                 (احساس وتفکر، به نقل ازمجله معرفت،شماره84،آذر1383)

 

“به نظر می رسد که اصلاحات جزئی در عرصه های مختلف بیکاری، جمعیت، آموزش و پرورش ، بهداشت و… هیچ تأثیر مثبتی در کاهش روند تبعیض در جوامع نداشته و هر وقت به گفته خود آنان به اهداف این تغییرات رسیده اند نیازهای فقرا و محرومان همچنان باقی مانده و تغییری در وضع و حال آنان مشاهده نشده، مدارس خوب باعث شده که تعداد بیشتری از دانش آموزان فقیر مدرسه را ترک کنند، مراکز بهداشتی و درمانی بندرت فقرا را با آغوش گرم بپذیرند و در اجتماع جایگاه مناسبی ندارند و مورد طرد افراد جامعه قرار می گیرند و در اصل هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد وفور در جایی باعث بهبود وضعیت فقرا شده و نگاهی به کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که در دل این دنیای فراوانی، جزائر جدیدی از فقر در حال ظهورند.    (دکتر فریده فرهی، وحید بزرگی1377)

بر خلاف پژوهش هایی که فقر را بصورتی کمرنگ ، در مجموعه ای از عوامل تأثیر گذار بر سلامت روان ذکر می کنند، در این پژوهش فقر را به عنوان عاملی قدرتمند که ممکن است جامعه را دچار آسیب جدی کند و سلامت روان افراد را در معرض نابودی قرار دهد ، در نظر می گیریم .حال باید دید که آیا سلامتی روان ارتباط و همبستگی معنا داری با مسئله فقر دارد یا نه ؟ وآیا میتوان گفت حضور فقر در جوامع انسانی، سلامت روان فرد را تهدید می کند ؟

البته باید توجه داشت که مبارزه با فقر و آثار آن ، خارج از حوزه روانشناسی هم ضرورتی غیر قابل انکار است ، ولی می توان گفت که طرح آن در این حوزه جنبه ی پیشگیرانه داشته و با بهداشت روانی فرد ساز گار تر است و بر خلاف برخی از فاکتورهای تأثیر گذار برسلامت روان ، فقر می تواند موضوعی راهبردی باشد و نتا یج آن به گونه ای ملموس و عینی است که قابل کاربرد و تعمیم به جامعه نیز هست.

 

فهرست مطالب

تقدیم ………………………………………………………………………………………أ

تشکر……………………………………………………………………………………..ب

چکیده ……………………………………………………………………………………ج

فصل اول: طرح تحقیق

1-1-مقدمه……………………………………………………………………………….

 2-1– بیان مسأله…………………………………………………………………………

3-1- ضرورت و اهمیت پژوهش………………………………………………………….

4-1- فرضیه های پژوهش: ……………………………………………………………….

1-4-1-  فرضیه اصلی…………………………………………………………………….

2-4-1- فرضیه های فرعی…………………………………………………………………

5-1- اهداف پژوهش:………………………………………………………………………

1-5-1- اهداف اصلی : …………………………………………………………………….

2-5-1- اهداف فرعی: ……………………………………………………………………..

6-1-  تعریف اصطلاحات و واژه ها…………………………………………………………

1-6-1 – نظری…………………………………………………………………………

1-1-6-1- سلامت روان ………………………………………………………………..

2-1-6-1- فقر…………………………………………………………………………..

3-1-6-1-  خانواده………………………………………………………………………

2-6-1- عملی …………………………………………………………………………..

1-2-6-1-  سلامت روان………………………………………………………………….

2-2-6-1-  فقر…………………………………………………………………………….

فصل دوم : پیشینه تحقیق

1-2-  مقدمه……………………………………………………………………………….

2-2- مفهوم فقر…………………………………………………………………………..

3-2- انواع فقر………………………………………………………………………………

1-3-2-  فقر مطلق………………………………………………………………………….

2-3-2-  فقر نسبی………………………………………………………………………….

3-3-2- فقر عمومی…………………………………………………………………………

4-2- آمار فقر مطلق و نسبی…………………………………………………………………

5-2- شاخص فقر (در سطح شهرستان)……………………………………………………..

6-2- ابعاد فقر……………………………………………………………………………..

1-6-2- واقعیات………………………………………………………………………..

2-6-2- برداشت فرد از وضعیت خود……………………………………………………

3-6-2- برداشت دیگران از فقر………………………………………………………..

4-6-2- عوامل اجتماعی ، فرهنگی و زمانی تأثیرگذار بر برداشت های مختلف از فقر…..

7-2- شاخص های فقر……………………………………………………………………..

8-2- فقر و خاستگاه های آن……………………………………………………………….

1-8-2-  خاستگاه فردی…………………………………………………………………….

2-8-2-  خاستگاه اجتماعی………………………………………………………………….

3-8-2- خاستگاه دولتی…………………………………………………………………….

1-3-8-2- اختصاص یافتن اموال دولتی به طبقه خاص…………………………………..

2-3-8-2- ضعف های اجرائی…………………………………………………………

3-3-8-2-  سپردن امور بدست کم خردان……………………………………………….

4-3-8-2- کوتاهی در گرفتن حقوق محرومان و بازگرداندن به ایشان……………………..

5-3-8-2- خیانت کارگزاران و مأموران امور مالی………………………………………..

6-3-8-2- شرکت ندادن محرومان در موضوعات سرنوشت ساز………………………….

9-2-  فقروآثارمنفی آن…………………………………………………………………..

1-9-2- فقروانزوای حاصل ازآن……………………………………………………………

1-1-9-2- انزوای فکری وفرهنگی…………………………………………………………..

2-1-9-2- انزوای اجتماعی………………………………………………………………..

3-1-9-2- انزوای سیاسی …………………………………………………………………

4-1-9-2- انزوای حقوقی…………………………………………………………………

5-1-9-2- انزوای محیطی( خانوادگی)……………………………………………………..

6-1-9-2- انزوای دینی………………………………………………………………….

2-9-2- رابطه فقروشخصیت انسان………………………………………………………

1-2-9-2– کشته شدن شخصیت………………………………………………….

2-2-9-2- کشته شدن جسم و نیروی آن……………………………………………..

3-2-9-2- کشته شدن مواهب و استعدادها……………………………………………

3-9-2- اضطراب و نگرانی………………………………………………………………..

4-9-2- سستی در باورها…………………………………………………………………..

10-2- وظایف سنگین گروههای اجتماعی درمبارزه با فقر……………………………………

1-10-2- وظیفه عموم افراد جامعه…………………………………………………………

2-10-2- وظایف عالمان دینی……………………………………………………………..

3-10-2- وظیفه مسؤلان آموزش وپرورش …………………………………………………

4-10-2- وظیفه قوه مجریه …………………………………………………………………

5-10-2- وظیفه بازرگانان، تولیدکنندگان ونرخ گذاران……………………………………….

6-10-2- وظیفه استادان دانشگاه ومتخصصان……………………………………………….

7-10-2- وظیفه برنامه ریزان رسانه های گروهی……………………………………………

8-10-2- وظیفه روزنامه نگاران …………………………………………………………..

9-10-2- وظیفه نویسندگان ……………………………………………………………….

10-10-2- وظیفه طلاب علوم دینی حوزه هاودانشجویان …………………………………….

11-2- تاریخچه بهداشت روانی ……………………………………………………………

12-2- تاریخچه بهداشت روانی درایران ……………………………………………………..

13-2- هدف بهداشت روانی ……………………………………………………………….

1-13-2- پیشگیری …………………………………………………………………………

1-1-13-2- پیشگیری اولیه ………………………………………………………………..

2-1-13-2- پیشگیری ثانویه ………………………………………………………………..

2-13-2- درمان…………………………………………………………………………….

3-13-2- بازتوانی یا توانبخشی……………………………………………………………..

14-2-  مفهوم سلامت……………………………………………………………………..

1-14-2)- نظام زیستی نگری……………………………………………………………….

2-14-2)- نظام روان تحلیل گران …………………………………………………………..

3-14-2)-  نظام رفتاری نگر……………………………………………………………….

4-14-2)-  نظام انسانی نگر………………………………………………………………..

15-2- عوامل مؤثر بر سلامت روان………………………………………………………..

1-15-2- الگوی پزشکی …………………………………………………………………

2-15-2- الگوی روان تحلیل گری ………………………………………………………….

3-15-2- الگوی رفتارنگری………………………………………………………………..

4-15-2- الگوهای هستی نگر- انسانی نگر…………………………………………………

5-15-2- الگوی بین فردی……………………………………………………………….

6-15-2- دیدگاه بین فرهنگی اجتماعی ………………………………………………….

16-2)- نظام ارزشی وسلامت روانی…………………………………………………………

17-2)- معیارهای ایده آل سلامت روان …………………………………………………….

1-17-2)- تکامل روانی…………………………………………………………………….

2-17-2)- احساس هویت ………………………………………………………………..

3-17-2)- به فعلیت درآوردن نیروهای ذاتی………………………………………………….

18-2)- پیشینه موضوع پژوهش…………………………………………………………….

فصل سوم: روش انجام تحقیق

1-3- مقدمه ………………………………………………………………………………

2-3- روش تحقیق……………………………………………………………………….

3-3- روش کارتحقیق…………………………………………………………………….

4-3- جامعه آماری………………………………………………………………………..

5-3- نمونه های آماری وروش نمونه گیری………………………………………………….

6-3- متغیر پژوهش……………………………………………………………………..

7-3- ابزارهای گردآوری اطلاعات…………………………………………………………..

8-3- پرسشنامه سلامت عمومی(G.H.Q-28)……………………………………………..

9-3- نوع علائم و نشانه های هر مقیاس……………………………………………………..

10-3- شیوه نمره گذاری…………………………………………………………………….

11-3- ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سلامت عمومی……………………………………..

1-11-3- روایی……………………………………………………………………………

2-11-3- پایایی…………………………………………………………………………….

فصل چهارم : بررسی روش های آماری……………………………………

مقدمه

بررسی روش آماری

توصیف یافته ها ……………………………………………………………

نمودارها…………………………………………………………………….

فصل پنجم : نتایج و یافته ها………………………………………………..

بحث و نتیجه گیری………………………………………………………….

محدودیت های پژوهش………………………………………………………

فهرست منابع………………………………………………………………..

 

 

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 90
حجم: 820 کیلوبایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *