معماری معاصر- مهندس سعید امیدی – دانشگاه آزاد پرند- بخش اول

معماری معاصر- مهندس سعید امیدی دانشگاه آزاد پرند- بخش اول

فصل اول: قرن 18: عصر روشنگری و معماری نئوکلاسیک

ريشه و بنياد معماري معاصر را بايد در جهان بيني و نوع نگرشي به هستي جستجو کرد که مدرنيته را پايريزي کرد. از اينرو ابتدا به تحولات قرن هيجدهم ميپردازيم و از دو انقلاب مهم اروپا يعني انقلاب کبير فرانسه و انقلاب صنعتي که بنيان هاي معماري مدرن بودهاند سخن گفته ميشود. گرچه ريشه تمام اين تحولات بنيادين را ميتوان در بينش دکارت در قرن هفدهم خلاصه کرد:

“من فکر ميکنم پس هستم”

روشنگری

روشنگری جنبشی فکری و نهضتی فرهنگی- اجتماعی- سیاسی است که ایمان به عقل، شناخت، و پیشرفت بشری و مبارزه با هر گونه خرافه از محورهای اصلی آن محسوب می شود.عصر روشنگری شکل گیری «خرد» به معنی عام واژه است.

دگرگونيهاي اين دوره:

  • ا نقلاب کبير فرانسه در عرصه سياست و

هنر نئوکلاسيک براي هنرمندان

  • تفکر اساس اطمينان: ” من فکر ميکنم پس هستم” و تأکيد بر عقلگرايي
  • مطرح شدن دموکراسي و تنها معماري که خاطره دموکراسي را زنده ميکرد معماري يونان بود.
  • آغاز قرن باستان شناسي علمي و تدوين مدارک دوران باستان
  • تأسيس آکادميهاي مختلف و بررسي تفکر دکارت در آکادميها
  • آغاز انتقاد به معماري باروک
  • اهميت جايگاه فرهنگ معماري در فرانسه
  • شکلگيري معماري نئوکلاسيسيزم و تطبيق معماري با قوانين علمي

lozheer

  • موضوع علم: اندازهها و عناصر دوران باستان

– مورد شک قرار گرفتن مراجع

مقاله نويسان عليه باروک: لوژير و کوردمال( (Laugier , Cordemal

لوژير در 1753م کتابي مي نويسد تحت عنوان جستاری در باب معماری که

روي جلد زني است که سمبل معمار است که روي تکه هايي از معماري باستان

نشسته است و با انگشتش سايه باني ساده با عناصر تنه درخت و سقف شيبدار

و شاخ و برگ درختان را نشان مي دهد: (نشان دادن معماري راسيونال و

اينکه معماري از کجا شروع شده است.)

لوژير ميگويد راسيوناليته و منطق ساده معماري را بايد درنظر گرفت و تزيين را بايد دور ريخت. اين فرم منطقي تنها حقيقت در معماري است و الگويي است که براساس آن کليه فرمهاي معماري خلق مي شود او ميخواهد از طريق سايه بان جوهره اصلي معماري را نشان دهد. نشان دادن اينکه سقف ساختار اصلي است. هدف لوژير حمله به باروک و نفي آن است. بناي ايده آل لوژير بنايي است که کاملاً از ستونهاي حمال در آن استفاده شده باشد. به نظر او معماري در رواقها که ستونها از نما آزاد شدهاند پديدار مي شود. او تقليد از نماهاي باستان و کشف دوباره يونان را پيشنهاد مي داد و به شدت علاقه مند به تقارن ودقت هندسي در نما بود. تأثير رساله او در معماري باعث شکلگيري معماري نئوکلاسيک و تولد زبان نوين در معماري بود.

نئوکلاسیسیسم

در عرف ادبيات مغرب زمين، مراد از هنر کلاسيک همان هنر و ادب باستاني يونان و رم است. جنبش نئوکلاسیسیسم را تاریخ نگاران در تعریف هنر و معماری نیمه دوم قرن هجدهم به کار می‌برند که مدعی نوعی نوآوری در معماری و هنر بونان باستان بود. در حوزه نظریه پردازی یوهان یوآخیم وینکلمان (johann Joachim winckelmann) – مورخ هنر و نظریه پرداز هنری آلمانی قرن هجدهم از پیشگامان مهم به شمار می رفت. آنچه مد نظر وينکلمان بود Imitation و يا تقليد از يونان بود برعکس رنسانس که تفسير و تأويل و ايده گرفتن از يونان را مد نظر داشت. به بیانی ديگر هنرمندان نئوکلاسیک شدیداً وامدار اندیشه های او در شناخت هنر و معماری باستان بودند. مهم ترین اثر وی کتاب تاریخ هنر باستان (Geschichte der kunst des altertums) است.

اکلکتيزم( التقاط گرايي)

التقاطگرايي عبارت است از استفاده آزادانه از سبکهاي مختلف معماري. در اين گرایش مواد جديد براي ساختارهاي جديد مورد استفاده قرار می گیرد. يکي از نمونههاي اين مکتب عمارت اُپراي پاريس (شارل گارنيه (charles garnier)، است. از نماي جذّاب و با شكوه اُپرا همچون بانويي آراسته به جواهراتِ گران قيمت تعبير شده است. نماي اين بنا را بايد با نماي لوور مقايسه كرد، ظاهراً در ساختن آن از معماري لوور تقليدي صورت گرفته است . فصاي داخلي اُپرا از لحاظ پلكان بزرگ و موّاج آن با نقش و نگارهاي ايتاليايي مآب و شكوه و عظمتي كه از ديوار آن مي بارد تماماً باروك است. پلكان ورودي و پله هاي داخلي يكي از قسمت هاي مهم ساختمان اُپرا است.

– فرانسه : راسيوناليسم بوله – لدوکس

 

– آلمان : اکلکتيزم . نئوکلاسيسم کارل شينکل

– انگلستان : نئوکلاسيسم ویلیام چیمبرز – رابرت اَدَم

– آمريکا : نئوکلاسيسم توماس جفرسن

انگلستان

همسو با یافته های باستان شناسی در قرن هجدهم، شاهد گرایش به اندیشه ها و کارهای آندره آ پالادیو در معماری هستیم که از طرف معماران انگلیسی نظیر کولن کمبل (colen Campbell)، ویلیام کنت (willim kent)، ریچارد بویل (Richard boyle)، ویلیام چیمبرز، (William chambers)، و رابرت اَدَم (Robert adam) حمایت می شد. در این بین ریچارد بویل و ویلیام کنت در راه اندازی جنبش نئوکلاسیک و گرایش به پالادیانیسم (Palladianism) سهم به سزایی در انگلستان داشتند. ویلیام چیمبرز و رابرت اَدَم را می توان انقلابی ترین معماری نئوکلاسیک در انگلستان نامید. چیمبرز در طرح عمارت سامرست (somerset) در لندن، توانست بزرگ ترین اثر معماری کلاسیک انگلستان را شکل دهد. آن چه که کارهای اَدَم را از رقیب کاری او چِیمبِرز جدا می کند، استفاده آزادانه او از عناصر معماری کلاسیک است. در طراحی ساختمان کدلستن (kedleston) (65-1761) در دار بیشتر (Derbyshire)، که با کاربری سالن اجتماعات طراحی شده بود، برداشتی آزاد از فضاهای داخلی کاخ ها و فرم تاق نصرت های روم و اصول معماری پالادیو ارائه داد. مورخین از این ساختمان به عنوان بیانیه معماری نئوکلاسیسیسم در انگلستان نام می برند.

یکی از مهم ترین آثار سبک پالادیانیسم، ویلایی معروف به «خانه چیزیک» (chiswick house) واقع در نزدیکی لندن است. این ساختمان توسط ریچارد بویل با اقتباس و الگوبرداری از ویلا روتوندای آندره آ پالادیو و به سال 1725 طراحی و ساخته شد.

از ديگر كارهاي ريچارد بويل مي توان به ساختمان سالن اجتماعات در يورك(york) اشاره نمود.

kedleston

chizek-uk

chizek-uk

British_Museum2 موزه بریتانیا

فرانسه

يكي از مهم ترين ميراث داران كلاسيك در معماري اتي ين لويی بوله بود. او به معماري روم باستان عشق فراواني مي ورزيد.

بوله (1728-1799 ) Boullee: فعال در انقلاب و تئوري فرم را مطرح ميکند.

بوله کتابي در مورد تئوري فرم مينويسد و او در جستجوي قوانيني بود که فکر ميکرد در طبيعت بايد آنها را بيابد. از ديد او فرم ها روي حواس تأثير ميگذارند و احساس سبکي و سنگيني را بوجود ميآورند. حجم استوانه بخاطر سطوح نرم و شيرينش دلنشين است و فرم هاي مکعبي و زاويه دار خشن است. پيکره مرتفع ما را بشاش ميکند و پيکره افقي ابهت را مطرح ميکند. او در کتابش رابطه فرم و احساس را بررسي ميکند. بوله مخالف بي نظمي و بي قانوني است. تقارن براي او قانون مطلق است.

اکثر پروژه هاي او روي کاغذ ماند اما تأثير زيادي در معماري و تفکر معماري ايتاليا مي گذارد. او در پروژه هايش از استوانه، هرم، مخروط، مکعب استفاده مي کرد اما فرم ايده آل او کره بود. کره از ديد او فرم متعالي است. نظم و تقارن به بهترين وجه در آن ديده مي شود و چون زاويه ندارد خوشايند است.

براي بوله چيزي که اهميت مييابد اينست که احجام هندسي جايگزين نظام هاي معماري شود و نقش نمادين پيدا ميکند و نظم جهاني را پيدا ميکرده است. به نظر او احجام ارزشهاي زيبايي شناسي و معنوي را با هم مطرح ميکند. پروژههاي بوله کاملاً با ايده هايش تطابق داشت.

پروژههاي بوله: مقبره يادبود نيوتن ، مقبره سرباز گمنام و اپراي 300000 نفري که در اين پروژه او بحث احجام افلاطوني و ترکيب آنها براي ايجاد معماري ايده آل را مطرح ميکند.

بوله در پروژه عظيم خود براي «بناي ياد بود نيوتن» (Newton’s cenotaph)، كه به سال 1783 طراحي شد، تعبير معمارانه اي از نور و فرم به دست مي دهد. اين بنا قرار بود تا به شكل كره اي عظيم باشد كه در پس پوسته خارجي آن يك فضاي داخلي با متعلقاتي شبيه به نماهاي كليساهاي جامع پر شود. طرح بنا، نمونه اي واقعي از معماري تنديس گراست. در بخش بالاي كره قطر حدود 147 متر، روزنه ها به ترتيبي در نظر گرفته شده اند كه تمامي نوري كه از آنها به داخل راه مي يابد به وسط كره- يعني جايي كه مي بايستي تنديس نيوتن قرار گيرد- بتابد.

مقبره یادبود نیوتن- بوله

bole- 1

boullee2

اسکیس بوله برای یک مونومان

كلود نيكولا لودو (لدوکس) نيز يكي ديگر از معماران مطرح سبك نئوكلاسيسيسم فرانسوي بود.

لدوکس (1736-1809)Ledoux: تيپولوژي (گونه شناسی) ساختمانهاي عمومي را مطرح ميکند.

او مدافع معماري بود که جوابگوي نيازهاي مردم باشد و در معماري با آموزش سنتي مخالف بود. او همچون بوله جنبه هاي عملکردي- فرمال را مدنظر داشت. او تحت تأثير پالاديو (معمار رنسانسی) بود. بنا به نظر لدوکس طرح يک عمارت، نتيجه و حاصل عملکرد آن نبوده بلکه محصولي است که از طريق آن،عملکرد آن ساختمان و مجموعه اي از تفکرات بيان مي شود.او تيپولوژي ساختمانهاي عمومي را بررسي ميکند. او يک شهر صنعتي طراحي مي کند که اولين شهر آرماني دوران صنعت است. شهر شو (chaux) در نزديكي بزانسون (besancon) واقع در شرق فرانسه است. طرح شهرشامل معبد عشق، بيمارستان، بازار، حمام عمومي، معبد يادبود زن و غيره بود. به طور قطع، جذاب ترين بخش اين شهر كارخانه نمك آن است. اگر در قبل کليسا کارکرد مدرسه و بيمارستان را نيز داشت اما اکنون هر کدام مکانهاي خود را پيدا مي کنند.

پلان شهر دايره وار با تقسيمات شعاعي است. شهري است که همراه با تغييرات اجتماعي، علمي و غيره طراحي شده و از طريق نظم آسماني نظم نيافته و از طريق منطق منظم شده است. کشف هندسه افلاطوني دايره و مربع تنها الفباهاي معماري هستند و او معماري را به طرف فيگورهاي اصلي دايره و مربع هدايت ميکند. او هر چند پيرو سبک نئوکلاسيسم بود ولي فرم هاي قديمي را استفاده نميکرد و از اين بابت او يک مدرنيست بود. معماري آثار او مبتني بر كابرد شكل هاي ساده ي هندسي است. يكي از جنبه هاي شاخص آثار لودو استفاده وي از تداخل عناصر كلاسيك با فرم هاي ساده افلاطوني است

بسياري از پروژه هاي او اجرا مي شود منجمله 40 دروازه شهر پاريس.

 

_Chaux_-_Ledoux

يكي ديگر از نمونه كارهاي پيشگام در معماري نئوكلاسيك فرانسه، كليساي سنت ژنوي يو (sainte Genevieve) در پاريس به طراحي ژاك ژرمن سوفلو در سال 1757 است. اين ساختمان در انقلاب فرانسه به عنوان پانتئون نام گذاري و تبديل به آرامگاه بزرگان و مشاهير فرانسوي شد. طرح كليسا با الگوبرداري از معابد روم باستان و كارهاي اندره آپالاديو طرّاحي شده است. طرح پلان به شكل صليب يوناني است و طرح گنبد مركزي آن نيز از معماري گنبد كليساي سنت پیتر رم اثر میکلانژ و سينت پال در لندن اقتباس شده است.

parthenon0

پانتئون پاریس- سوفله

soufflot-pantheon1

پانتئون پاریس- سوفله

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.