تاثیر ساخت قدرت بر تشدید ناسیونالیسم قومی «دوره جمهوری اسلامی»

تاثیر ساخت قدرت بر تشدید ناسیونالیسم قومی «دوره جمهوری اسلامی»

امروزه بحث ایجاد وحدت و همگرایی ملی یکی از مسائل مهمی است که کشورهای دارای تنوع قومی با ان روبرو هستند.درگذشته با توجه به شیوه خاص حکومت داری بحث وحدت ملی به معنای امروز وجود نداشت. در هیچ یک ازامپراتوریهای قدیمی رابطه مردم وشاه رابطه دولت-ملت به معنای امروز نبوده است.  دولت-ملت پدیده جهان مدرن است که برپایه نظریه قرارداداجتماعی شکل گرفته ودولت آن، شکلی از قدرت است که یک ملت آن را بنیان گزاری کرده است.

با رونداستعمار و همچنین با جهانگیرشدن و نفوذ اندیشه وتمدن غربی،مفهوم این شکل از دولت در جهان سوم نیز گسترش یافت و باعث بوجود آمدن دولتهای جدید از دل امپراتوریهای قدیمی ومستعمارات شد.بدلایل مختلف،همچون وارداتی بودن این تفکر و همچنین نبود زیرساختهای فرهنگی مناسب برای پذیرش ان، بزرگترین دغدغه این کشورها همواره ایجاد انسجام، وحدت و همگرایی ملی بوده است.

دراواخر قرن نوزدهم با نفوذ اندیشه های غربی درایران ما شاهد شکل گیری اندیشه های ناسیونالیستی در میان روشنفکران و بعضی نخبگان دربار،مثل امیرکبیر یا عباس میرزا هستیم.اما بدلایل مختلف ازجمله ضعف حکومت مرکزی، ناارامیها و جدائی طلبی های قومی دراواخرحکومت قاجار وجود داشته است. ضعف حکومت مرکزی باعث می شد تا وحدت ملی همواره بصورت یک آرزو درمیان ملی گرایان باقی بماند.آرزویی که  با روی کارآمدن دولت رضا شاه  امید میرفت به واقعیت تبدیل شود، یعنی حکومت مقتدر مرکزی که توانائی غلبه بر جدائی طلبیهای قومی،قبیله ای را داشته باشد.

رضا شاه با تکوین ساخت دولت مطلقه سعی کرد با تکیه بر ناسیونالیسم ملی«که تاکید خاص برشکوه وتاریخ ایران باستان داشت»دولت-ملت به معنای مدرن آن را جایگزین امپراتوری درهم ریخته  قدیم کند.این پروزه ، که برپا کردن دولت مدرن برای پدید آوردن ملت مدرن ایران بود،کاری بسیارسخت ودشواربه نظر می رسید.

برای به ثمر رسیدن این خواسته،دولت رضاشاه دست به اقدامات گوناگون زد ازجمله:ایجاد ارتش مدرن،بوروکراسی ،سرکوب ویکجانشینی ایلات درقالب طرح تخته قاپوکردن،تبلیغ وایجاداحساس ناسیونالیسم ملی و….. ،ولی در حقیقت همانطور که دکتر احمدی نیز اشاره کرده است این اقدامات سبب انحصار قدرت دردست حکومت مرکزی و کاهش مشارکت قومیتها در قدرت و دوری بیگانگی اقوام ایرانی ازحکومت مرکزی ،وبطورکلی دولت شد.که خود عامل مهمی درایجاد واگرایی قومی و سیاسی شدن قومیتهای گوناگون بوده است.

باتوجه به این پیشینه ما شاهد رخداد انقلاب اسلامی درایران هستیم که اندیشه نوینی به نام جمهوری اسلامی رابه واقعیت تبدیل میکند.شکل تازه ائی از قدرت بر پایه  اصل ولایت فقیه،اسلام ،و…. این عوامل و همچنین علاقه خودم به مسائل ایران که در گذشته نیز درقالب تحقیقی به نام تاثیر روی کارآمدن رضاشاه بر آداب وعقاید مردم ایران به آن پرداخته ام، باعث شد تا من در این تحقیق بدنبال پاسخ این سوال باشم که ساخت قدرت دردوره جمهوری اسلامی  چه تاثیری بر سیاسی شدن قومیتها داشته است.

باید توجه داشت”که نیرو وعواملی که بر وحدت ملی تاثیر می گزارند را می توان دردو الگو مقا یسه کرد.در الگوی اول برمبنای عوامل درون زا و برونزا ودر الگوی دوم بر مبنای عوامل روبنایی وزیر بنایی:درالگوی اول عواملی نظیر استعمار،تهدیدات بیرونی،دارای ماهیتی برونزامی باشند وعواملی نظیر تارخ مشترک،وحدت سرزمینی،فرهنگ مشترک،دین،قومیت ونژاد درون زاهستند،ودر الگوی دوم  عواملی نظیر موقعیت،وحدت سرزمینی،فرهنگ مشترک ،تاریخ، زبان، دین نقش بنیادین دارد وعواملی نظیر ناسیونالیسم، ساختار سیاسی،تهدیدات بیرونی،استعمار،ایدولوژی،قدرت دولت مرکزی،نقش روبنایی دارد

دراین تحقیق سعی می شود الگوی دوم که عوامل روبنایی را وزیربنایی را مدنظر دارد مورد توجه قرار گیرد.بنابراین سعی می شود دراین تحقیق تاثیر ساخت قدرت به عنوان عاملی که بر عوامل رو بنائی و زیربنائی تاثیرگزاری مهمی دارد مورد توجه قرارگرفته و همچنین بطور خاص تاثیر این ساخت قدرت بر ناسیونالیسم قومی مورد بررسی قرار گیرد. البته لازم به ذکر است که در این تحقیق به مطالعه موردی تمام اقوام نمی پردازیم بلکه سعی می شود اقوامی که در دوران معاصر گرایش ناسیونالیستی دارند موردتوجه قرار گیرد.

گفتنی است که فرضیه اصلی در این تحقیق ،ساخت قدرت متمرکزدر دوره جمهوری اسلامی  باعث کاهش مشارکت اقلیت های قومی در قدرت و کاهش مشارکت باعث تشدید ناسیونالیسم قومی در ایران شده است،می باشد.

در این تحقیق از ارشادات و راهنمایی های استاد گرانقدر خود جناب دکتر سعید گازرانی  که با گشاده رویی مرا راهنمایی کرده اند،بهره فراوان بردم که در اینجا بر خود لازم می دانم که از صمیمیت و نظرات بلند نظرانه ایشان تشکر کنم ضمن اینکه مسئولیت هر گونه نارسایی و اشتباه در این تحقیق تنها متوجه خودم می باشد.

 

فهرست

مقدمه

بهره نخست:مفاهیم

 

فصل اول: قومیت و قوم گرائی                                       

-سیری در نظریه پردازی در باره ناسیو نالیسم قومی        

– پیشینه گرایان

– ابزارگرایان

    – مفهوم قومیت

– فرق بین مفهوم قومیت و ملیت

– اقلیتهای قومی

– عوامل پیوند درونی اقوام

– زبان

– نژاد

– سرزمین

– مذهب

-عوامل تاثیر گزار بر سیاسی شدن قومیتها

فصل دوم:ساخت قدرت

– نظام متمرکز

– نظام  فدرال

–  نظام  دینی

– نظام پوپولیستی

بهره دوم : بررسی قومیت در ایران    

 

فصل اول:بررسی کلی قومیت و قومیت گرایی در ایرن

– علل گوناگون اقوام

-قومیت یا قبیله گرایی در تاریخ ایران

– علل سیاسی شدن گروه های قومی

فصل دوم:بررسیگروه های قومی در ایران

– قوم کرد:

– محدوده جغرافیایی

– خاستگاه نژادی

– ویژگیهای فرهنگی

– مذهبی

– زبانی

– رابطه با مرکز

– قوم ترک

– محدوده جغرافیایی

– خاستگاه نژادی

– ویژگیهای فرهنگی

– مذهبی

– زبانی

– رابطه با مرکز

– قوم بلوچ

– محدوده جغرافیایی

– ویژگیهای فرهنگی

– مذهبی

– زبانی

-عوامل دوری و نزدیکی از ساخت قدرت

– قوم ترکمن

– محدوده جغرافیایی

– خاستگاه نژادی

– ویژگیهای فرهنگی

– مذهبی

– زبانی

– رابطه با مرکز

 

بهره سوم:تاثیر ساخت قدرت بر تشدید ناسیونالیسم قومی

        فصل اول :روند ساخت قدرت در جمهوری اسلامی

– ویژگیهای ساخت قدرت  در سالهای 1357 تا 1368

– ویژگیهای ساخت قدرت در مابین سالهای 1368  تا 1376

– ویژگیهای ساخت قدرت در دوره اصلاحات

        فصل دوم:بررسی گروه های قومی در دوران جمهوری اسلامی

-کردستان

-خواستهای مردم کرد

– برخورد های غیر خشونت آمیز

– برخورد های خشونت آمیز

– شمای کلی

– آذربایجان

             – خواسته های سیاسی

– زمینه های درگیری

– درگیر ی و آشوب ها

– بلوچستان

–   مقاومت بلوچها مقابل انقلاب

– گروه های درگیر و خواسته های آنان

– علل درگیریها

– ترکمن صحرا

– زمینه تارخی درگیری با مرکز

– خواسته ها سیاسی

– درگیری های صورت گرفته

 

-نتیجه گیری

-منابع

 

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 91
حجم: 519 کیلوبایت
35,000 ریال – خرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.